در خبرها آمده است که نرخ تورم طی 12 ماهه منتهی به مرداد ماه به سطح 4/15درصد رسیده است. نرخ تورم در تیر ماه حدود 8/14درصد بوده است.
روند رشد نرخ تورم نشان میدهد که پس از فروکش کردن رشد قیمتها در بخش مسکن و تداوم عرضه پول، رشد نقدینگی اثر خود را بر افزایش سطح عمومی قیمتها نشان داده است.
کارشناسان بر این عقیدهاند که رشد نرخ تورم باعث کاهش ارزش سهام در بازار میشود. بر اساس یک بررسی که در سایت سازمان بورس تهران منتشر شده است، در تجزیه و تحلیل اثر تورم بر بازدهی سهام، مدل سنتی قیمت سهام نشان میدهد که قیمت یک سهم یا ارزش حال تمام عایدی آن با افزایش تورم کاهش مییابد.
تورم باعث میشود قیمت اسمی سهام به تناسب افزایش سطح عمومی قیمتها بالا رفته و در نتیجه شاخص قیمت سهام ثابت باقی بماند.
به عبارتی با افزایش درآمدها و هزینههای بنگاه به میزان تورم، سود عایدی اسمی نیز به همان میزان بالا میرود. در حالی که عایدی (بازده) واقعی سهام ثابت باقی میماند.
مطالعه ارتباط تورم با ارزش واقعی سهام از اهمیت بسزایی برخوردار است. چه بسا، کسانی که برای فرار از هزینههای بالای تورم به سرمایهگذاری در اوراق سهام دست میزنند تا (علاوه بر شرکت در تولید) بهرهای حداقل به اندازه نرخ تورم دریافت کنند، اما به علت تاثیر منفی تورم بر بازده سهام، به نتایجی خلاف تصوراتشان میرسند.
تحقیقات صورت گرفته در ایران، به بررسی اثر تورم بر بازده واقعی سهام بورس تهران در دوره 1386 تا شهریور 1383 به صورت ماهانه پرداخته حاکی است که افزایش تورم ماهانه به میزان 28/4درصد، کاهش در بازده واقعی سهام همراه داشته است.
با توجه به یافتههای مزبور، میتوان ادعا کرد که تورم در ایران موجب کاهش بازده واقعی سهام در بورس تهران شده است.
تجربه کوتاه عرضه سهام شرکتهای دولتی در بورس اوراقبهادار تهران طی یک سال گذشته حاوی نکات جالب و قابل توجهی است. صرفنظر از قدمهای بلند و عزم راسخ نظام برای حرکت به سمت واگذاری بنگاههای بزرگ به بخشخصوصی، به نظر میرسد لازم است تمام ارکان بازار سرمایه به عنوان بزرگترین و مهمترین میزبانان سهام شرکتهای بورسی با دیدگاه منطقیتری به آینده این روند و سرانجام آن بیندیشند.
متاسفانه بررسی کارنامه خصوصیسازی از طریق بورس طی یک سال گذشته حاوی نکات عجیبی است که کماکان ضرورت بازنگری اساسی درسازوکارهای عرضه سهام در بورس را گوشزد میکند.
اگر به تجربه چند شرکت واگذار شده در بورس طی یک سال گذشته دقت کنید، مجموع رویدادهای هیجانی را پیرامون بیشتر شرکتهای عرضه شده ملاحظه میکنید.
ملی مس که با وجود عرضه اولیه در قیمت نسبتا پایین و رشد جالب توجه و حمایت قابل تقدیر در 8 ماه گذشته، پایان عجیبی را پشت سر گذاشت و حتی پس از عرضه بلوکی سهم نیز دولت با کمال افتخار بر گرانفروشی خود تاکید و تصریح کرده است.
متاسفانه معامله عمده این سهم و افزایش مصنوعی قیمت سهم تنها 24 ساعت قبل از عرضه بلوکی نه تنها بخش زیادی از اعتماد سرمایهگذاران را در بورس کم کرد، بلکه بر روی اعتماد به نفس و اعتبار شرکتهای خریدار نیز تاثیر منفی فراوانی برجای گذاشت. شاید اگر محرک مقطعی مانند افزایش قیمت جهانی مس در روزهای اخیر نبود، کماکان باید منتظر افزایش فشار فروش بر روی یکی از بهترین سهام بورس طی سالجاری و چه بسا قفل شدن نماد بودیم.
شرکتهای فولاد مبارکه و خوزستان نیز بهرغم موقعیت ارزنده با عرضه قطره چکانی خصوصیسازی و عدم پاسخگویی به تقاضای بازار با وضعیت قفل شدهای مواجه شدهاند و مدتها است که نه تنها رشد چندانی نداشتهاند، بلکه به دلیل خودداری سهامداران عمده از فروش سهام بیشتر، بسیاری از سهامداران را دلزده و ناچار به خروج از سهم کردهاند.
آلومینیوم ایران در همان روزهای نخست عرضه با انتقاد بیشتر کارشناسان روبهرو شد.
آنها معتقد بودند که ارزش ذاتی این سهم کمتر از قیمت اعلام شده برای عرضه آن میباشد. متاسفانه با پافشاری سهامداران عمده و حمایت برخی شرکتهای سرمایهگذاری، این سهم در قیمتهای 12000 ریال عرضه شد، اما رشد قیمتی آن دوام چندانی نیافت و در روزهای اخیر به صف فروش فرو رفته است.
سیمان دشتستان نیز که با وجود وضعیت رکود در کل شرکتهای سیمانی بورس در نامناسبترین زمان ممکن عرضه شد و روند سهمی که میتوانست یکی از بهترین شرکتهای سیمانی در بورس باشد، با سهلانگاری کوچکی قربانی شد.
اما شرکت مپنا که پس از عرضه ناموفق در روزهای پایانی سال گذشته در دومین عرضه نیز نتوانست مدت زیادی بر صدر جدول بهترینهای بورس بنشیند و به زودی به صف فروش فرو رفت.
با این پیشینه چند ماهه بازار اکنون به استقبال سهام مالی و اعتباری سینا میرود. صرف نظر از شایستگیها و قابلیتهای شرکت در سودآوری و کسب سود بیشتر در سالهای آتی به نظر میرسد قیمت نخستین معامله سهم، نقش موثری در روند آینده آن داشته باشد. سهامداران عمده این شرکت با توجه به نکات بالا، باید به نکات زیر دقت کنند:
اول، در موقعیت کنونی عموما سهامداران از تن دادن به قیمتهای دستوری خودداری کرده و با تکیه بر تحلیلهای تخصصی و حرفهای اقدام به خرید سهام با دیدگاه بلندمدت میکنند. در سادهترین حالت تنها به نیت سفته بازی و گرفتن نوسان کوتاهمدت ممکن است جذابیتهای کمرنگی برای سرمایهگذاران کوتاهمدت ایجاد شود. شاید قبول کردن مکانیسم عرضه و تقاضا و سپردن کشف واقعی قیمت به بازار، بهترین و عاقلانهترین تصمیم پیش روی سهامداران عمده همه شرکتهای تازه وارد از جمله مالی و اعتباری سینا برای حمایت از ادامه روند سهم پس از عرضه باشد.
دوم، عرضهکنندگان باید حد منطقی و قابل قبولی از قابلیت رشد سهم پس از عرضه را برای سرمایهگذاران جدید در نظر بگیرند. این سود منطقی و مداوم میتواند، ضامن ادامه حمایت سهامداران از سهم در آینده باشد.
سوم، پناه بردن به قیمتهای رویایی از سوی سهامداران عمده و خرج کردن از جیب سهامداران برای بزرگنمایی قدرت مدیریتی خود، تجربهای است که کمترین و کوتاهترین تاثیر را بر روی سهامداران هوشمند دارد.
چهارم، مدیریت عرضه و تقاضای سهم پس از عرضه اولیه نیز از دیگر چالشهای پیش روی شرکتهای تازه وارد است. عرضههای بیحد و حصر و یا خودداری کامل از فروش سهم، هر دو به یکاندازه به آینده یک سهم ضربه خواهند زد.
در مجموع پیشبینی میشود با توجه به تجربه سهامداران خرد و کلان از چند عرضه صورت گرفته در یک سال اخیر، در صورت انتظارات منطقی سهامداران عمده از استقبال بازار و در نظر گرفتن جمیع شرایط پیرامون شرکت و صنعت بانکداری، قیمت نهایی معامله شده برای موسسه مالی و اعتباری سینا، منطقیترین راه پیش رو را برگزیند.
بیش از یک قرن است که اقتصاددانان و کارشناسان بازارهای مالی در مورد اینکه آیا طراحی ساختار مالی یک کشور، بر مبنای سیستم بانکی منطقیتر است یا پایهگذاری آن بر مبنای بورسها، بحث کردهاند.
از نظر این کارشناسان، وظیفه اصلی یک ساختار مالی موفق عبارت است از استفاده از مکانیزمها و مجراهایی برای تخصیص منابع مالی در میان فرصتها و بنگاههای اقتصادی، به منظور دستیابی به حداکثر کارآیی ممکن. مهمترین کارکردهای ساختار مالی در هر اقتصادی عبارتند از تخصیص و مدیریت بهینه منابع در اقتصاد، بهبود سیستم تامیناجتماعی کارا و مناسب، بهبود سیستم تامین مالی برای بنگاههای اقتصادی، امکان خصوصیسازی و تعدیل حجم دولت در اقتصاد و... .
در یک سیستم ایدهآل مالی مشارکت کامل در ریسک توسط بنگاههای اقتصادی را شاهدیم، در عین حال به واسطه وجود مکانیزم بازاری پویا، مدیریت بنگاهها به منظور ارایه سطح بازدهی بهینه کنترل میشود، همچنین در این سیستم ایدهآل، انتقال اطلاعات به آسانی صورت گرفته و منابع تولید همانند سرمایه، تکنولوژی و... به صورت کارآیی در اقتصاد تخصیص مییابند که معنی بلندمدت آن رشد و توسعه اقتصادی است. این در حالی است که فروض بالا از واقعیات اقتصادی ایران فاصله بسیار دارد. سوال اصلی که به ذهن متبادر میشود این است که ساختار مالی کشور چگونه میتواند بر مشکلات فایق آمده و مدیران اقتصادی کشور چه الگویی را برای حل مشکلات ساختار مالی کشور انتخاب خواهند کرد؟
در ادبیات اقتصادی دو راهحل استاندارد برایسازماندهی ساختار مالی وجود دارد. اولین راهحل که در واقع بر مبنای تجربه کشورهایی همانند آمریکا و انگلیس شکل گرفته است، بازارهای مالی را با اتکای بیشتر بر بازار سرمایه و بورس طرح میکند. دومین راهحل آن است که بازارهای مالی را بر اساس بازار پول و با اتکا بر سیستم بانکی شکل دهیم که این روش بر مبنای تجربه کشورهایی همانند آلمان و ژاپن به وجود آمده است.
به منظور انتخاب راهحل مناسب باشد به چند سوال اساسی پاسخ دهیم. سوال اول اینکه وزن نسبی هر یک از بازارهای سرمایه و پول در اقتصاد ایران به چه میزان است، تعادل موجود به سمت کدام یک در حال تغییر است و در نهایت کدامین یک از این بازارها به تعادل و تخصیص کارآتر منابع نزدیکتر است؟
به منظور به دست آوردن وزن نسبی هر یک از دو بازار در اقتصاد کشور از دو پارامتر استفاده میکنیم. نسبت حجم معاملات بازار سرمایه به تولید ناخالص داخلی میتواند شاخص مناسبی برای بررسی وزن بازار سرمایه از کل بازارهای مالی و اقتصاد کشور باشد.
همچنین نسبت اعتبارات سیستم بانکی به کل تولید ناخالص داخلی نیز شاخصی برای یافتن اهمیت سیستم بانکی در اقتصاد ایران میباشد. با بررسی اعداد و ارقام به سادگی در مییابیم که : 1- اندازه سیستم بانکی در مقایسه با بورس اوراق بهادار در کل اقتصاد قابل توجه است. 2- هر دو بازار در حال رشد هستند. 3- از لحاظ کارآیی هر دو در سطح پایینی از کارآیی قرار دارند، لیکن بازار سرمایه به دلیل پویایی از قابلیت بیشتری برای تخصیص بهینه منابع برخوردار میباشد. لازم به ذکر است، افزایش اهمیت بورس اوراق بهادار در ایران تنها به دلیل کارآیی نسبی این بازار نبوده است، بلکه عوامل دیگری همانند توجه دولت به بورس به عنوان ابزاری برای تسهیل خصوصیسازی شرکتهای دولتی، در دهه گذشته نیز تاثیر بسزایی در رشد و توسعه بورس
اوراق بهادار کشور به عنوان متشکلترین بخش بازار سرمایه داشته است. در این راستا بسیاری از اقتصاددانان توسعهای، بورس اوراق بهادار را ابزاری ضروری برای ایجاد تغییرات اساسی در بخش دولتی حجیم ایران میدانند. براساس این رویکرد تبدیل شرکتهای دولتی به شرکتهای سهامی بورسی میتواند منابع مالی لازم را برای ایجاد تغییرات و به روز رسانی این شرکتها فراهم آورد. همچنین وابستگی این موسسات به تامین مالی از طریق بدهی را کاهش داده و موجب بهینه شدن مدیریت این موسسات گردد. نقش با اهمیت دیگر بورس در اقتصاد ایران کاهش اثر منفی سیاستهای سرکوب مالی در بازار اعتبار و پول کشور میباشد. این در حالی است که برخی دیگر از کارشناسان اقتصادی معتقدند که توسعه اقتصادی ایران با اصلاح سیستم اعتباری این کشور موفقیت بیشتری خواهد یافت. در دیدگاه بینابینی این دو مکانیزم اقتصادی به عنوان مکانیزمهای مکمل یکدیگر و نه جانشین، معرفی میشوند که هر کدام میتوانند برخی از نیازهای اقتصادی کشور در مسیر توسعه را برطرف نمایند.
همانگونه که میدانیم، اقتصاد از سه طریق از بورس تاثیر میپذیرد. اول از طریق نرخ پسانداز، دوم از طریق بهبود میزان تشکیل سرمایه و سوم از طریق بهبود کیفیت سرمایهگذاری. از دید کلان در مبحث نرخ پسانداز باید تغییر کلی سطح پسانداز را مورد توجه قرار داد؛ چرا که در غیراینصورت معرفی و توسعه بورس به سادگی میتواند موجب جانشینی
اوراق بهادار بورسی به جای سپردههای بانکی شود و این در حالی است که سطح کلی پسانداز بدون تغییر مانده است. البته نمیتوان گفت که چنین جایگزینی به طور کامل بدون تاثیر بر توسعه اقتصادی است، چرا که بورس اوراق بهادار نسبت به بانکها پویایی بیشتری داشته و موجب تخصیص کارآتر منابع میشوند. همچنین باید بدانیم که از نقطهنظر اقتصاد خرد، تاثیر بورس از کانال تاثیرگذاری بر نحوه تامین مالی شرکتها (financing) و همچنین تاثیر برکیفیت مدیریت شرکتها (corporate governance) تعریف میشود. باید بدانیم در صورت تمایل به تخصیص بهتر منابع میتوان نقش بازار سرمایه را در بازارهای مالی کشور پررنگتر نمود و در عین حال با تصحیح سیستم بانکی به رفع عدمتعادلهای موجود در سیستم مالی کشور کمک کرد. در نهایت لازم به ذکر است که پررنگ کردن نقش بورس اوراق بهادار کشور به عنوان متشکلترین بخش بازار سرمایه ایران میتواند سیستم اقتصادی کشور را از امتیازات زیر برخوردار کند:
1 - تخصیص کارآتر منابع در اقتصاد، 2- بسترسازی برای ایجاد یک سیستم تامین اجتماعی پیشرفته در کشور، 3-تسهیل خصوصیسازی، 4- تجهیز بهتر پساندازهای فردی در مسیر توسعه اقتصادی کشور
سر آرتور وینگ پینرو در سال 1893 در ارتباط با تکرار چرخهها چنین گفته است: «بر این باور هستم که آینده تنها تکرار گذشته است، به طوری که از میان دروازههای دیگر وارد میشود.»
در این گفتار با بهرهگیری از نمودارهای کلان بورس اوراق بهادار ایران و نگاهی به رخدادهای اقتصادی به ارزیابی شرایط جاری و آینده بازار پرداخته شده است.
آرایش شاخصهای کلان بیانگر وضعیت مثبت بازار سرمایه
نمودار شماره 1، شاخص قیمت بورس اوراق بهادار (TEPIX) برای دوره زمانی دی 83 تا دی 86 را نشان میدهد. آغاز دوران کاهش تا دوره ثبات بازار سرمایه ایران طی سه سال به تصویر کشیده شده و از بررسی عرضه و تقاضا و آرایش شکل گرفته در آن چنین برداشت میشود که احتمالا دوران کاهشی و ثبات رو به پایان بوده و شانسی برای صعود عمومی قیمت سهام شرکتها ایجاد شده است. نشانههای تکنیکی از جمله آرایش دو کف، کاهش شیب نزول، چرخش حرکت قیمت، آزمون خط گردن تمایل به افزایش شاخص قیمت را بازگو میکند.
نمودار شماره 2، شاخص قیمت را در بازه زمانی بلندمدت به تصویر کشیده است. در اینجا کنش عرضه و تقاضا به وسیله پیکانهایی نشان داده شده است. با بررسی روی پیشینه تاریخی شاخص قیمت و مقایسه رفتار جاری با گذشته سطوح مهم و معنیداری بهدست میآید. سطوح 9060، 9560، 9790، 10400، 10770 واحد به عنوان خطوط مقاوم نشان داده شدهاند. سطح 9560 به عنوان یک سطح محوری عمل کرده، به طوری که با قرار گرفتن شاخص قیمت بر بالای آن چنین برداشت میشود که بازار در شرایط افزایشی است و با قرار گرفتن شاخص قیمت در زیر آن بازار کاهشی تجسم میشود. اکنون شاخص بر بالای این سطح مهم جای گرفته و انتظار به صعود شاخص قیمت وجود دارد. سطح 9060 واحد در دو مرحله به طور نیرومند از کاهش بیشتر شاخص کل جلوگیری کرده و نشان داده که ارزشهای بازار بیشتر از این میزان است. به طوری که در نمودار مشخص شده، سطح 9790 یک خط کلیدی است که شکست این سطح میتواند به منزله صعود بیشتر بازار تلقی شود. با جای گرفتن شاخص قیمت بر بالای 9800 واحد انتظار بر آن است که تا سطح 10400 واحد، سطح عمومی قیمت سهام شرکتها افزایش یابد.
بررسی آرایش ایجاد شده طی سه سال گذشته حاکی از این واقعیت است که نقطه هدف شاخص قیمت طی شش تا نه ماه آینده میتواند در سطوح بالای 10هزار واحد قرار گیرد. این الگو با بررسی شی وه جبههگیری نیروهای بازار قابل دستیابی است. از دی 84 تا تیر 85 شاخص قیمت به اندازه 1300 واحد تنزل یافته و پس از آن حدود 900 واحد بالا رفته است. بر این اساس اگر سطح 9600 واحد همچنان پایدار باقی بماند، میتوان تکرار بازدهی گذشته را انتظار داشت، به طوری که نقطه هدف بین دو سطح 10500 تا 10900 واحد جای خواهد گرفت.
شاخص بازده نقدی و قیمت در بازه زمانی سه ساله در نمودار شماره 3 به تصویر کشیده شده است. این شاخص در پایان آذرماه 86 در نقطه حساسی در زیر سطح تغییر انتظارات 34400 واحد جای گرفت. چنین وضعیتی گویای شرایط دودلی و ابهام است، به طوری که اگر شاخص به زیر سطح کلیدی 33850 برود، احتمالا به سوی منطقه 31هزار واحد حرکت خواهد کرد و چنانچه بر بالای 34400 واحد تثبیت شود، میتوان صعود شاخص بازده نقدی و قیمت را ابتدا تا 36600 و آنگاه تا 41هزار واحد متصور شد. نکته با اهمیت در بررسی شاخص، شاخص بازده و نقدی آن است که روند بلندمدت آنها همچنان صعودی است و تا زمانی که این شاخص بر بالای سطح 30هزار واحد جای دارد، میتوان به سودآوری و بهبود شرایط عمومی بازار سهام ایران امیدوار ماند.
بررسی بازدهی شاخص قیمت و شاخص بازده و سود نقدی
بررسی وضعیت 9ماه ابتدای سال 1386 نشان میدهد که وضعیت عمومی بازار سرمایه ایران تنها در یک دوره کوتاه سه ماه تابستان مطلوب و مثبت بوده است.
سرمایهگذاران در فصل بهار و پاییز شرایط منفی و ناپایداری را تجربه کردهاند. به طور کلی در سه ساله گذشته دورههای رونق عمومی بازار کوتاه بوده و این پیام را به سهامداران و به ویژه سفتهبازان میرساند که سود مناسب و قابل توجه ناشی از شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری ممکن است تنها در یکی از فصول سال پدید آید.
همچون شاخص کل، این شاخص در نقطه حساسی است. در پایان آذرماه 86 شاخص کانیهای فلزی در زیر سطح تغییر روند 2170 موضع گرفته بود و تثبیت آن در بالای این سطح میتواند نشانه مهمی برای صعود باشد. نقطه هدف در روند افزایشی سطح 3هزار واحد و نقطه حمایت قوی سطح 1780 واحد است.
شاخص شیمیایی از تابستان 86 در جهت تصحیح روند کاهشی به طور کوتاه مدت افزایشی بوده است. اکنون در پشت سطح 494 واحد قرار دارد که گذر کردن از آن نشانه تغییر انتظارات سرمایهگذاران است، با این وجود برای ایجاد یک روند پیوسته در بلندمدت شکست سطح کلیدی و مهم 511 واحد حیاتی است و در صورت چنین رخدادی انتظار بر آن است که شاخص تا نقطه هدف 580 واحد صعود کند. باید توجه داشت که پایین آمدن شاخص در زیر 480 واحد نشانه آغاز روند کاهشی خواهد بود.
شاخص تجهیزات با ایجاد یک کف روند صعودی را در پیش گرفته است. سطح مقاوم در منطقه 2050 واحد قرار دارد و برای ایجاد یک روند افزایشی در بلندمدت سطح کلیدی 2150 باید شکسته شود. چشمانداز کوتاه مدت صنعت تجهیزات افزایشی است و نقطه هدف آن رسیدن به سطح کلیدی 2150 واحد است.
بررسی بنیادهای اقتصادی و شرایط آینده بازار سرمایه
در بین سالهای 1378 تا 1383 بورس ایران با چشمانداز رونق اقتصادی رشد قابل توجهی را تجربه کرد.
در این دوره میزان سرمایهگذاری در کشور رو به فزونی گذاشت و کاهش ریسک سرمایهگذاری و رشد اقتصادی بیش از 6 درصد در سال سطح عمومی قیمت سهام را به سرعت افزایش داد. از نیمه دوم سال 1383 بازیگران بازار سرمایه با انتظار کاهش رشد اقتصادی و تاثیرپذیری اقتصاد از مساله پرونده هستهای ایران به سمت عرضه سهام گرایش بیشتری پیدا کردند.
بدین ترتیب تا انتهای 1384 شاخصهای کلان بازار در یک روند نزولی قرار گرفتند و پس از آن تا بهار 1386 در یک روند روبه جلو همراه با ابهام و تردید حرکت کردند. شرایط جاری نمودارهای کلان بازار بیانگر تمایل بیشتر بازار به سوی تقاضا است و با ایجاد جو روانی مثبت بر بازار سرمایه انتظار یک روند افزایشی قابل توجه دور از انتظار نخواهد بود. اما به راستی چه عاملی میتواند سکوی پیشروی شاخص و رونق بیشتر بازار سرمایه ایران را فراهم آورد؟
در سالهای گذشته خصوصیسازی و اجرای اصل 44 قانون اساسی، چشمانداز رشد اقتصادی و تغییر در شرایط سیاسی پارامترهای سرنوشت سازی برای تغییر قیمت سهام بودهاند. همچنین تحولات اقتصادی و تغییر شرایط در بازارهای مالی بینالمللی بر بورس ایران موثر بوده است.
در شرایط کنونی چنانچه سرمایهگذاران تغییرات مثبت اقتصادی و بهبود وضعیت سیاسی را متصور باشند، به خرید اوراق بهادار اقدام خواهند کرد و برآیند اندیشههای آنها در نمودار صنایع و شاخصهای کلان بازار نمایان میشود. در شرایط کنونی متغیرهای اقتصادی از جمله رشد اقتصادی، تورم و اشتغال و بخشهای مختلف صنعت نظیر ساختمان، علایم چندان روشنی از رونق اقتصادی نمیدهند و تنها انتظارات نسبت به بهبود شرایط بنگاههای اقتصادی و درآمد خانوارها در آینده ترغیبکننده سرمایهگذاران برای تقاضای بیشتر خواهد بود. از سوی دیگر قیمت برخی از اوراق بهادار زیر ارزش ذاتی آنها معامله میشود و میتواند برای سرمایهگذاری بلندمدت مناسب به نظر آید.
در پایان پاییز امسال شاخص قیمت، شاخص بازده و نقدی، شاخص صنعت شیمیایی، کانی فلزی، تجهیزات و ... در نقاط حساسی موضع گرفتهاند و در روزهای آینده ممکن است نشانههای مشخصی از روند پیوسته و معنیدار از خود بروز دهند. گذرکردن شاخصها از نقاط مهم در سطوح بالایی میتواند نویدبخش بازدهی مناسب برای شش ماه آینده باشد. صنعت کانیهای فلزی
(گروه سنگ آهن)، فلزات اساسی (گروه فولاد)، شرکتهای گروه شیمیایی (پتروشیمی) و برخی از شرکتهای گروه تجهیزات و خودرو احتمالا بیش از گذشته مورد توجه قرار خواهند داشت. همچنین شرکت سرمایهگذاری امید و شرکت پتروشیمی فنآوران احتمالا در فصل زمستان در بورس عرضه خواهند شد و با ادامه عرضه سهام از سوی سازمان خصوصیسازی تقویت بازار سرمایه ایران ادامه خواهد یافت.
|
از بورس اوراق بهادار در هر کشور به عنوان دماسنج اقتصادی یاد میشود. بر این جمله باید دماسنج سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... را نیز افزود، چرا که به عنوان مثال فراز و فرودهای اجتماعی میتواند بورس آن کشور را تحت تاثیر قرار دهد یا فراز و فرودهای سیاسی داخلی و خارجی میتواند بورس کشورها را دچار نوسان افت سازد.
از سویی دیگر سهام شرکتهای حاضر در هر بورس، از دو نوع ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک تاثیر میپذیرند. ریسکهای سیستماتیک کل سهام و شرکتهای حاضر در بورس را تحت تاثیر قرار میدهند و به عنوان ریسکهایی که نمیتوان، توزیع پرتفوی اثر آنها را خنثی کرد، مورد بررسی قرار میگیرند. در مقابل ریسکهای غیرسیستماتیک مختص یک شرکت یا صنعت خاص است که میتوان با توزیع مناسب داراییها، اثر آنها را به میزان زیادی کاهش داد. یکی از ریسکهای سیستماتیک حاکم بر بورسها در هر کشور، ریسک سیاستگذاری است.
در تعریف، ریسک سیاستگذاری به ریسکهای ناشی از تصمیمگیریهای سیاستگذاران در زمینههای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... اطلاق میشود. قوه مقننه به عنوان عالیترین نهاد قانونگذاری نقش پررنگی در این میان ایفا میکند.
در حقیقت مجلس از طریق لوایح مصوب و اعمال نظارت بر بودجههای سالانه تقدیمی از سوی دولت، اثر زیادی بر عملکرد بورس و فعالان آن دارد. به عنوان نمونه میتوان به وضع یا حذف تعرفهها، افزایش یا کاهش حقوق دولتی، کاهش یا افزایش نرخ سود بانکی، موضعگیریهای سیاسی و بینالمللی و... مجلس اشاره کرد که هر یک از این مصوبات در هر زمان میتوانند یک شرکت، صنعت یا کل بورس را تحت تاثیر قرار دهند.
هرچند نمیتوان نقش و تاثیر مجلس بر بورس را انکار کرد، اما توجه به تبلیغات برخی از نامزدهای مجلس نشان میدهد، این افراد حمایت از بورس و سهامداران را به عنوان یکی از شعارهای کلیدی خود مطرح میکنند. این نکته زمانی اهمیت پیدا میکند، که در حال حاضر بیش از سه میلیون کد سهامداری توسط سازمان بورس به سهامداران داده شده است. به بیان دیگر با توجه به تعداد واجدین شرایط رایدادن(43میلیون و 700هزار نفر)، مشخص میشود. هفتدرصد این افراد به نوعی با بورس و سرمایهگذاری در سهام در ارتباط هستند و این افراد میتوانند به عنوان یک گروه با اهمیت، نقشی تعیینکننده در انتخابات آتی ایفا کنند.
هرچند در حال حاضر تفاوت مشخصی میان سیاستهای اقتصادی احزاب و گروههای فعال در انتخابات مجلس هشتم دیده نمیشود، اما توجه به بورس و مطرح شدن مباحث آن در شعارهای انتخاباتی برخی از کاندیداها، نشان از «برنامهای شدن انتخابات» به جای «لیست محور شدن» و اهمیت این مقوله نزد سیاستگذاران دارد.
در کنار موارد فوق با توجه به ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 و آغاز دور جدید خصوصیسازی و عرضه سهام شرکتهای دولتی از سال آینده، نقش مجلس از دو جنبه حایز اهمیت است. نخست اینکه مجلس در بودجههای سالانه دولت سقف واگذاری سهام را مشخص میکند. همچنین مجلس با تصویب سیاستگذاریهای کلان در بخشهای معدن، پتروشیمی، بانکداری، و ... میتواند نقش تعیینکنندهای در نحوه واگذاری سهام شرکتهای مزبور ایفا کند.
هر چند بورس تهران سال 86 را با ثبت بازدهی 6/17درصدی به پایان رساند، اما بررسی متغیرهای مختلف تاثیرگذار به خصوص پارامترهای اقتصادی، حکایت از در پیش بودن سالی متفاوت برای بازار سرمایه ایران دارند.
مهمترین جنبهای که میتواند نقطه افتراق بورس طی سالجاری و سال گذشته باشد، ترکیب بازدهی بورس خواهد بود. در حقیقت بخش عمده بازدهی بورس در سال 86 به واسطه بازده نقدی (سود تقسیمی شرکتها در مجامع سالانه) شکل گرفت به گونهای که 5/14درصد از بازدهی بورس مرهون این بخش بود و سهم بازدهی قیمت تنها به 7/2درصد خلاصه شد. به بیان دیگر میانگین تغییر ارزش بازار (Market cap) شرکتهای بورسی طی سال قبل بسیار ناچیز بود و سهامداران حقیقی و حقوقی فعال در بورس به صورت کلی از محل تغییر قیمت سهام، انتفاعی کسب نکردند. ترکیبی که به نظر میرسد در سال 87 با توجه به برآیند متغیرهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میتواند دستخوش تغییر شود. برای تحلیل بهتر وضعیت بازار سرمایه ایران در سال 87 بررسی فرصتها و تهدیدهای بورس طی سالجاری ضروری به نظر میرسد. مهمترین فرصت بورس تهران برای رشد طی سالجاری در متغیرهای اقتصادی خلاصه میشود. جایی که بحرانهای اقتصادی در سطح جهان و تورم جهانی باعث افزایش قیمت جهانی مواد اولیه از جمله فلزات و مواد پتروشیمیایی شده است. با توجه به اینکه شرکتهای معظم بورس تهران در زمره تولیدکنندگان این گونه مواد خام قرار دارند، افزایش قیمت جهانی مواداولیه میتواند درآمد این شرکتها را افزایش دهد. هر چند در کنار افزایش درآمد، هزینهها نیز به واسطه تورم داخلی و جهانی افزایش مییابد، اما برآیند این فعل و انفعالات منجر به رشد سودآوری و EPS این شرکتها میشود. وضعیتی که میتواند قیمت سهام شرکتهای معدنی، فولادی و پتروشیمیایی را افزایش دهد که درنتیجه آن شاخص قیمت و بازده قیمتی بورس را دچار رشد میکند.
در کنار تورم جهانی، تورم داخلی نیز میتواند درآمد شرکتهای تولیدکننده مواد مصرفی که مشمول قیمتگذاری دولتی نیستند را نیز افزایش دهد که این موضوع اهرمی مثبت در جهت رشد شاخص قیمت است.
اما در بخش تهدیدها، مهمترین عاملی که میتواند درآمد یا هزینه اکثر شرکتهای بورسی را متاثر سازد، تصمیمات دولت در زمینه قیمتگذاری کالاها و نهادههای تولید است. دولت به عنوان نهاد تصمیمگیر در زمینه تعرفهها و عوارض میتواند تاثیر زیادی بر درآمدها و هزینههای شرکتهای بورسی داشته باشد. به عنوان نمونه میتوان به تصمیم دولت در زمینه ثبات قیمت سیمان اشاره کرد که این موضوع با توجه به روند افزایشی هزینه شرکتهای تولیدکننده، حاشیه سود و EPS این گونه شرکتها را با سیر نزولی توام ساخته است.همچنین روند افزایشی تورم داخلی و جهانی از یکسو با توجه به نیاز شرکتهای تولیدی به تامین مواد اولیه، منجر به کاهش میزان سود تقسیمی خواهد شد. به بیان دیگر شرکتها طی سال 87 با توجه به مشکل نقدینگی به سمت نگهداری بخش بیشتری از سود تمایل پیدا میکنند. از سوی دیگر رشد تورم با توجه به افزایش انتظار سودآوری، کاهش میانگین نسبت قیمت به درآمد (P/E) را سبب میشود که این موضوع در صورت خودنمایی بازارهای رقیب از جمله مستغلات و طلا میتواند باعث خروج نقدینگی از بورس شود. پیشبینی میشود افزایش قیمت جهانی مواد اولیه و به تبع آن رشد سودآوری شرکتهای تولیدکننده به گونهای باشد که برآیند افزایش سودآوری و کاهش P/E، منجر به افزایش قیمت سهام این گونه شرکتها شود. روندی که با توجه به تصمیم دولت در جهت عرضه گسترده سهام دولتی در بورس، میتواند به صورت فزایندهای تشدید شود.
به بیان دیگر عرضه سهام شرکتهای دولتی در صورتی میتواند کمترین اثر منفی را بر بورس بر جای گذارد که دولت یکی از دو گزینه تسهیل ورود سرمایهگذاران خارجی یا اعطای تسهیلات به فعالان بازار سرمایه را انتخاب کند که به نظر میرسد گزینه آخر به میزان بیشتری قابل اجرا است.در کنار عوامل فوق، تصمیم دولت و بانک مرکزی در خصوص نرخ سود تسهیلات بانکی میتواند به عنوان یک تیغه دولبه عمل کند، چرا که کاهش نرخ سود تسهیلات، افزایش تقاضا برای تسهیلات را به دنبال دارند که این موضوع میتواند تبعات تورمی در پی داشته باشد.همچنین افزایش نرخ سود تسهیلات و کاهش تقاضا برای وامهای بانکی میتواند اقتصاد داخلی را با رکود بیشتری توام سازد. باید توجه داشت که اثرات تورمی سیاستهای پولی دولت در سالهای 85 و 86 در حال خودنمایی است و تدبیر مسوولان در جهت هدایت نقدینگی به سوی بورس میتواند از یک سو در کاهش نرخ تورم موثر باشد و از سوی دیگر از افت شدید قیمت سهام در شرایط تورمی جلوگیری کند.
جمعبندی موارد فوق نشان میدهد بورس تهران در صورت ثبات سیاستگذاریهای دولت طی سال 87 با کاهش میزان بازدهی نقدی و افزایش بازدهی قیمت روبهرو خواهد بود.
شرایطی که در مجموع میتواند بازدهی بورس تهران را به میزان دو تا سه درصد افزایش دهد و به حدود 20درصد برساند. وضعیتی که در صورت رخداد و با توجه به افزایش شکاف بین نرخ تورم و بازدهی بورس، بیم سقوط شاخصها در سالهای آتی را ایجاد میکند. روندی که در صورت کاهش تورم جهانی در سال آینده، میتواند با شتاب بیشتری تداوم یابد.در مجموع براساس شرایط اقتصادی و سیاسی داخلی و بینالمللی، در حال حاضر پیشبینی میشود شاخص قیمت طی سال 87 در بالای محدوده 10هزار واحد نوسان کند و در عین حال شاخص بازده نقدی و قیمت بتواند به مرزهای جدیدی بالاتر از سطح 40هزار واحد دست یابد.
واگذاری سهام شرکت های دولتی به بخش خصوصی برای مدت کوتاهی جان تازه یی به بازار کم رونق سهام داد.
اما قیمت های غیرمنطقی برخی از این شرکت ها در عرضه های اولیه، رشد حبابی قیمت سهام آنها، توجه بیش از حد بازار به این شرکت ها و افتادن بار بازار بر دوش این شرکت ها موجب شد پس از مدت زمان اندکی روند صعودی شاخص ها جهت عکس در پیش گرفته و کل جو بازار منفی شود.
عدم بررسی های کارشناسانه قیمت در عرضه اولیه، عدم شفاف سازی اطلاعیه شرکت ها، انتشار اخباری مبنی بر افزایش بهره مالکانه دولت و تلاش بورس برای حفظ شاخص از دیگر معضلاتی است که بازار سهام فعلی با آن دست و پنجه نرم می کند.
مدیر پرتفوی شرکت سرمایه گذاری ملت مشکلات اصلی بازار را به دو دسته مسائل درونی و بیرونی تقسیم می کند.
مسائل درونی بازار که مربوط به شرکت ها و عرضه های خصوصی سازی است، عمده ترین مساله بیرونی بازار هم بحث پرونده هسته یی است.
غلامرضا جواشی در این باره گفت؛ «در شرایط فعلی موضوع هسته یی ایران به مقطعی رسیده که می تواند نقطه عطف آن باشد و در حقیقت می تواند به یک نتیجه قطعی برسد.
به علاوه تحرکات دیپلماسی و اعلام دیدگاه های سیاسی شرایطی پیش آورده که بازار احساس کرده باید عکس العمل نشان دهد. از آنجا که بورس دماسنج اقتصادی هر کشوری است، حساسیت آن زودتر از سایر بخش های اقتصادی منعکس می شود.»
وی ادامه داد؛ «در کنار آن، مسائل بیرونی دیگری مانند تورم، نوسانات و عدم ثبات نرخ بهره هم بر بازار اثرگذار است. حال چنانچه بخواهیم بورس را از درون بررسی کنیم می توان به تصمیمات دولت و عرضه های خصوصی سازی، مسائل بهره مالکانه دولت، تصمیم و رفتار مسوولان بورس در قبال شرایط بازار و نیاز به اصلاح آیین نامه هایی مانند حجم مبنا، شفافیت اطلاعاتی شرکت ها و... اشاره کرد.»
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد؛ «هرچند که مدتی است شاخص روزهای مثبتی را پشت سر گذاشته، اما بار اصلی شاخص روی دوش چند شرکت و عمدتاً دو یا سه صنعت خاص بود که توسط دولت به بخش خصوصی عرضه می شد.
درست است که شاخص در این مدت پنج رقمی شده و به بالای ده هزار رسیده اما حتی ۳۰ درصد شرکت ها هم در این رشد موثر نبودند. این درحالی است که تلاش اصلی بورس روی کنترل شاخص بوده و بازار از نقدشوندگی خوبی برخوردار نبود. در حقیقت هویت بازار مخالف آن چیزی بود که از بیرون مشاهده می شد. حتی دستورالعمل رفع گره های معاملاتی هم نیازمند اصلاح است. به علاوه در حدود ۶۰ الی ۷۰ درصد شرکت های بورسی هم نیازمند اصلاح حجم مبنا هستند.
برای مثال چنانچه حجم مبنا برای شرکتی مانند سرمایه گذاری غدیر تغییر کند، با توجه به حجم بزرگی که در بازار دارد به شدت شاخص را تحت تاثیر خود قرار می دهد.بازار سهام ایران به طور عمده نقدشونده نیست و سهام شرکت هایی که نقدشونده بودند با تلنگری از بیرون در صف فروش قرار گرفتند.»
وی با بیان این سوال که در شرایط فعلی سازمان خصوصی سازی و دولت کجا هستند، گفت؛ «سازمان خصوصی سازی با تجربیاتی که از عرضه های ناموفق سهام شرکت های سیمانی به دست آورده بود، عرضه هایی را از سال گذشته آغاز کرد اما با توجه به عمق کم بازار، موفق نبود. پس از آن بازار روی دوش این شرکت ها حرکت کرد. اما هر سهمی دارای یک قیمت توجیهی برای خرید و فروش است. بنابراین نباید انتظار داشت که فولاد مبارکه یا ملی مس همواره رشد قیمت را تجربه کنند.
این در حالی است که برخی از این سهام کم و بیش موفق بودند اما گروهی دیگر روزهای خوبی در بازار نداشتند. برای مثال عرضه اول مپنا با اقبال مواجه نشد و عرضه دوم هم با تبلیغات گسترده به فروش رسید. روز قبل از عرضه دوم مس هم قیمت سهم ۱۰۰ تومان بالا رفت و از ۷۴۰ تومان به ۸۵۰ تومان رسید. از همین رو قیمت سهم در روزهای بعد با صف فروش مواجه شد.»
جواشی یادآور شد؛«فولاد خراسان نیز قبل از عرضه EPS خود را تعدیل کرد و از ۴۴ تومان به ۵۱ تومان تبدیل شد. بر همین مبنا نیز قیمت فولاد خراسان شکل گرفت. اما بازار به این نکته توجه نکرد که تعدیل انجام شده عملیاتی نبوده و با هدف بالا رفتن قیمت صورت گرفته است.
این در حالی است که برآورد اولیه قیمت برای این سهم ۲۵۰ تا ۳۰۰ تومان بود که پس از تعدیل زمینه افزایش قیمت فراهم شد.
به علاوه پس از باز شدن نماد فولاد مبارکه، بازار به سرعت قیمت این شرکت را با فولاد خراسان مقایسه کرد.
فولاد مبارکه همیشه دارای صف خرید بود و در کل دوران معاملاتی اش مثبت دادوستد شد. اما قیمت زیر ۴۰۰ تومان باز شد و پس از آن هم عرضه های فولاد خراسان سنگین تر شد. حال این سوال پیش می آید که چرا اگر سهم فولاد خراسان ارزنده بود، با این قیمت خریداری شد.در نتیجه یکی از مشکلات بازار فعلی عدم توجه کارشناسانه شرکت ها و مسوولان به معاملات و قیمت ها است.
مدیر سرمایه گذاری شرکت سرمایه گذاری ملت در مورد بسته شدن نماد شرکت های معدنی خاطرنشان کرد؛ «علت بسته شدن نماد این شرکت ها به چند دلیل با تردید همراه است چرا که تغییر قیمت های جهانی و افزایش بهره مالکانه، بحث تازه یی نیست. به علاوه تفاوت قیمت سنگ آهن داخل و خارج را هر سال شاهد بوده ایم. همچنین فولاد مبارکه و فولاد خراسان در بودجه های سالانه خود این تغییر قیمت ها را لحاظ کرده اند.
در حقیقت می توان گفت این شرکت ها تاثیر زیادی بر پایین کشیدن شاخص دارند و با توجه به سابقه یی که از سیاست های بورس داریم می توان گفت که بسته شدن این نمادها به علت کنترل شاخص است.»
در اين مطلب دو بخش اول تحقيقي كه انجام دادم را يعني معرفي و بيان تاريخچه بورس و عوامل تاثير گذار بر بورس را مي نويسم و در صورت استقبال شما دوستان بقيه اين تحقيق كه بيشتر رويكردش متوجه استان اصفهان را مي نويسم: تاریخچه بورس هر روز در بخش های مختلف خبری صدا و سیما و در صفحات اقتصادی روزنامه و خبرگزاری ها نامی از بورس برده می شود و جداولی به نمایش درآمده می شود شاید برخی حتی به طور دقیق ندانند که بورس چیست و کار آن چیست ، در کتابچه ای که بورس منطقه ای اصفهان با عنوان آشنائی با بورس اوراق بهادار منتشر کرده بورس اوراق بهادار اینچنین معرفی شده:"از سال 1409 میلادی مراکزی جهت مبادله کالا ، پول و سایر وسایل پرداخت در شهر بروژ بلژیک بوجود آمد. صرافان همه روزه در مقابل خانه بازرگان معروفی بنام ((واندر بورس )) برای داد و ستد پول و بروات جمع می شدند به همین مناسبت این گروهها به اختصار بورس نام گرفتند.اولین بورس واقعی در سال 1460 در بلژیک و پس از آن در بسیاری از کشورها راه اندازی شد."اما سایت رسمی سازمان بورس و اوراق بهادار تهران اینچنین به بیان تاریخچه بورس در ایران پرداخته:" بورس اوراق بهادار تهران در سال 1346 تاسيس گرديد. اين سازمان از پانزدهم بهمن ماه آن سال فعاليت خود را با انجام چند معامله بر روي سهام بانك توسعه صنعتي و معدني آغاز كرد. در پي آن شركت نفت پارس ، اوراق قرضه دولتي ، اسناد خزانه ، اوراق قرضه سازمان گسترش مالكيت صنعتي واوراق قرضه عباس آباد به بورس تهران راه يافتند. اعطاي معافيت هاي مالياتي شركتها و موسسه هاي پذيرفته شده در بورس در ايجاد انگيزه براي عرضه سهام آنها نقش مهمي داشته است. طي 11 سال فعاليت بورس تا پيش از انقلاب اسلامي در ايران تعداد شركتها و بانكها و شركتهاي بيمه پذيرفته شده از 6 بنگاه اقتصادي با 6/2 ميليارد ريال سرمايه در سال 1346 به 105 بنگاه با بيش از 230 ميليارد ريال درسال 57 افزايش يافت. همچنين ارزش مبادلات در بورس از 15 ميليون ريال در سال 1346 به بيش از 150 ميليارد ريال سرمايه در سال1357افزايش يافت. در سالهاي پس از انقلاب اسلامي وتا پيش از نخستين برنامه پنج سال توسعه اقتصادي ، دگرگوني هاي چشمگيري در اقتصاد ملي پديد آمد كه بورس اوراق بهادارتهران را نيز در بر گرفت . نخستين رويداد ، تصويب لايحه قانون اداره امور بانك ها در تاريخ 17 خرداد 1358 توسط شوراي انقلاب بود كه به موجب آن بانك هاي تجاري و تخصصي كشور در چهار چوب 9بانك شامل 6 بانك تجاري و3بانك تخصصي ادغام و ملي شدند . چندي بعد و در پي آن شركتهاي بيمه نيز در يكديگر ادغام گرديدند و به مالكيت دولتي در آمدند و همچنين تصويب قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران در تير 1358 باعث گرديد تعداد زيادي از بنگاه هاي اقتصادي پذيرفته شده در بورس از آن خارج شوند . به گونه اي كه تعداد آنها از 105شركت و موسسه اقتصادي در سال 1357 به 56 شركت در پايان سال 1367 كاهش يافت . بدين ترتيب در طي اين سالها بورس و اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز كرد كه تا پايان سال 1367ادامه يافت . از سال 1368 ، در چهارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي ، مورد توجه قرار گرفت.اين اساس سياست گذاران در نظر دارند بورس اوراق بهادار با انتقال پارهاي از وظايف تصدي هاي دولتي به بخش خصوصي ، جذب نقدينگي و گرد آوري منابع پس اندازي پراكنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري ، در تجهيز منابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشاركت فعالانه در فعاليتهاي اقتصادي نقش مهم و اساسي داشته باشد . در هر حال ، گرايش سياست گذاري هاي كلان اقتصادي به استفاده از ساز و كار بورس ، افزايش چشمگير شمار شركتهاي پذيرفته شده و افزايش حجم فعاليت بورس تهران را در بر داشت كه بر اين اساس طي سال هاي 1367 تا نيمه اول سال جاري تعداد بنگاه هاي اقتصادي پذيرفته در بورس تهران از 56 شركت به 325 شركت افزايش يافت .شركتهاي پذيرفته شده و شركتهاي فعال در بورس به دو دسته تقسيم مي شوند؛1-شركت هاي توليدي ، 2- شركت هاي سرمايه گذاري شركت هاي توليدي معمولا به توليد كالاي خاصي مبادرت مي ورزند و در گروه صنايع فعال در بورس قرار مي گيرند ودر سازمان بورس بانام شركت و كد خاص خود ، مشخص مي شوند، اما شركتهاي سرمايه گذاري شركت هايي هستند كه به عنوان واسطه هاي مالي فعاليت ميكنند. كه اين گونه شركت ها يا فعاليت توليدي ندارند ويا فعاليت آنها به گونه اي است كه با كمك هاي مالي از طريق خريد سهام شركت هاي توليدي و صنعتي و يا مجموعه اي از آنها به توليد و سرمايه گذاري اين شركت ها مبادرت مي نمايند كه بر اين اساس در حال حاضر شركت هاي سرمايه گذاري فعال در بورس 19 شركت است و شركت هاي توليدي 298 شركت مي باشند . همچنين اكنون زمينه هاي لازم براي حضور شركت هاي خدماتي نيز در بورس فراهم شده است."پس به اختصار بورس را اینچنین تعریف می کنیم:" بورس به مکانی گفته می شود که پاره ای از کالاها و اورق بهادار ، قیمت گذاری و خرید و فروش می شوند ، در واقع بورس اوراق بهادار یک بازار رسمی است که دارندگان پس انداز می توانند محل نسبتا مناسبی را برای سرمایه گذاری جستجو و نسبت به خرید سهام اقدام کنند."بورس منطقه ای اصفهان نیز به عنوان اولین بورس منطقه ای در تاریخ 5/12/1382 راه اندازی شد و امکان خرید و فروش سهام بصورت همزمان با بورس تهران ایجاد شد. عوامل موثر بر بورسیکی از شاخصه های اقتصاد کشور به طور قطع بورس است ، بورس یک بازی پیچیده است که با چرخش قلم یک خبرنگار و روزنامه نگار، با انفجار یک بمب در فرمانداری، با یک مانور نظامی و با انتخاب یک رئیس جمهور دچار افت یا صعود شاخصش می شود.برخی اقتصاددانان بورس را تب سنج اقتصاد هر کشور می دانند و همن تعبیر نشان می دهد که بورس با چه عواملی گره خورده به اختصار مهمترین عواملی را که موجب بالا و پایئن رفتن شاخص بورس می شود ذکر می کنیم:1- اوضاع سیاسی جهان ، منطقه و کشور: جو حاکم بر فضای سیاسی جهان و وضعیت بحرانی یا آرامش حاکم بر آن می تواند بازار را به رکود کشانده یا به رونق ببرد.2- وضعیت اقتصادی جهان و کشور: وجود رونق ، رکود یا بحران در اقتصاد جهان یا کشور می تواند بر میزان تقاضای جهانی کالا و خدمات و در نتیجه بر قیمت آنها تاثیر گذاشته و پیرو آن بر قیمت سهام اثر بگذارد.3- بودجه سالانه کشور: جهت گیری بودجه ، همچنین میزان بودجه دستگاهها ، سازمان ها و شرکتها اثر مهمی بر اقتصاد کشور و در نتیجه وضعیت شرکت ها و قیمت سهام آنها دارد.4- سیاستهای کلان پولی ، مالی ، بازرگانی و ارزی: سیاست های کلان حاکم بر اقتصاد کشور در انقباض و انبساط آن و باز بودن دست موسسات اقتصادی یا عکس آن اثر گذار است.5- تغییرات قوانین و مقررات : تغییرات در قوانین و مقررات و ایجاد تسهیلات یا محدودیتها می تواند بر بازار سهام تاثیر زیادی داشته باشد.6- رویدادهای با اهمیت: مانند تغییرات مسئولین ارشد ، وزرا ، مقامات اقتصادی و وقایع غیرمترقبه از جمله این رویدادها می باشد.7- قیمت جهانی کالاهای خاص: مانند تغییرات قیمت نفت ، مواد خام و...8- وضعیت خاص صنعت: بوجود آمدن شرایط رونق یا رکود برای یک صنعت می تواند بر شرکتهای زیرمجموعه آن صنعت اثرگذار باشد.9- جهت گیری سهامداران عمده: سهامداران عمده اعم از حقوقی یا حقیقی می توانند با ایجاد صنف های خرید یا فروش در شکل گیری قیمت سهام نقش موثری ایفا نمایند.
کلمه شاخص (INDEX) در کل به معنای نمودار یا نشاندهنده یا نماینده میباشد .
شاخص کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن میباشد و وسیلهای برای اندازهگیری و مقایسه پدیدههایی است که دارای ماهیت و خاصیت مشخصی هستند که بر مبنای آن میتوان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی نمود .
محاسبه شاخص برای هر شرکت صنعت یا گروه یا دسته امکانپذیر است و میتوان آن را محاسبه نمود. برای محاسبه شاخص یک سال را به عنوان سال مبنا یا پایه فرض کرده و پس از تقسیم ارزش جاری بر ارزش مبنا (ارزش سال پایه) آن را در عدد 100 ضرب میکنیم . عدد بدست آمده شاخص آن گروه یا دسته مورد نظر را به ما نشان میدهد .در هر بازار بورس اوراق بهاداری میتوان بنا بر احتیاج و کارایی شاخصهای زیادی را تعریف و محاسبه نمود . در تمام بورسهای دنیا نیز شاخصهای زیادی برای گروهها و شركتهای مختلف محاسبه میشود. بهعنوان مثال در بازار سهام آمریکا شاخص داو جونز (DOW &JONES ) تغییرات 30 شرکت صنعتی، 20 شرکت حملونقل و 15 شرکت خدماتی را نشان میدهد ویا شاخص نزدک (NASDAQ) تغییرات سهام خارج از بورس را نشان میدهد. دیگر شاخصهای معروف برخی از بورسهای دنیا عبارتند از :
در بورس اوراق بهادار تهران نیز شاخصهای زیادی محاسبه میگردد که هر شخص یا گروهی بنا به نیاز خود از آنها استفاده میكند .
شاخص کل قیمت (TEPIX )
شاخص کل قیمت که مخفف کلمه TEHRAN PRICE INDEX میباشد یکی از اصلی ترین شاخصهای بورس اوراق بهادار تهران است که روش محاسبه آن بر اساس فرمول زیر (فرمول لاسپیرز ) انجام میگیرد .
{(ارزش جاری بازار*تعداد سهام منتشره)تقسیم بر(ارزش پایه سهام*تعداد سهام در سال پایه)}ضرب در عدد 100 که در این محاسبه سال پایه سال 1369 میباشد . این شاخص گویای آن است که ارزش کل بازار نسبت به سال پایه یا همان سال 1369 چند برابر شده فرضا شاخص 12700 نشان میدهد که ارزش بازار نسبت به سال 1369 که سال پایه میباشد 127 برابر گردیده است .شاخص کل قیمت در بورس تهران برای سه گروه محاسبه میشود که عبارتند از:
1- شاخص قیمت کل بازار: که در محاسبه آن قیمت سهام تمام شركتهای معامله شده تاثیر داده میشود.
2- شاخص قیمت تالار اصلی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شركتهای معامله شده در تابلو اصلی تاثیر داده میشود.
3- شاخص قیمت تالار فرعی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شركتهای معامله شده در تابلوی فرعی تاثیر داده میشود.
ویژگیهای شاخص کل قیمت عبارتند از :
1- موزون بودن : بدین معنا که چون در محاسبه آن ارزش سهام در تعداد سهام منتشره ضرب میگردد پس تغییرات قیمت سهام بر اساس تعداد سهام منتشر شده شركتها در شاخص تاثیرگذار است، یعنی هر چقدر تعداد سهام منتشره شرکت بیشتر باشد تغییرات قیمت سهم مورد نظر تاثیر بیشتری بر روی شاخص خواهد گذاشت .
2- جامع بودن : این شاخص به لحاظ اینکه بر اساس تغییرات سهام تمام شركتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار محاسبه میگردد لذا خصوصیت جامع بودن را داراست .
3- در دسترس بودن : شاخص کل قیمت به لحاظ اینکه بهصورت لحظه ای توسط سازمان بورس اوراق بهادار محاسبه و در اختیار افراد قرار میگیرد لذا دارای خصوصیت در دسترس بودن میباشد .
شاخص کل قیمت در موارد زیر تعدیل میگردد و در حقیقت تغییرات ناشی از موارد زیر در مقدار شاخص اثری ندارد .
1- ورود و خروج شركتها : به هنگام ورود و خروج شركتها بدلیل افزایش یا کاهش ارزش جاری سهام اصولا ارزش پایه سهام تعدیل میگردد تا تغییری در عدد شاخص حاصل نشود . به عبارتی با افزایش صورت کسر در مخرج آن تغییری میدهند تا حاصل تقسیم صورت بر مخرج تغییر نکند .
2- افزایش سرمایه از طریق آورده و یا مطالبات سهامداران : به علت اینکه با افزایش سرمایه از طریق آورده و یا مطالبات سهامداران ارزش جاری سهام افزایش مییابد لذا در این موارد نیز ارزش پایه سهام باید بگونهای تعدیل گردد تا تغییری در عدد شاخص حاصل نگردد .
3- ادغام شركتها: در صورت ادغام دو یا چند شرکت در هم نیز میبایست در ارزش پایه سهام تغییر داده شود تا عدد شاخص تغییری نکند. ولی در برخی موارد نیازی به تعدیل شاخص نمیباشد که این موارد عبارتند از :
1- افزایش سرمایه از محل اندوخته : زیرا در این حالت همان مبلغ اندوخته که متعلق به سهامداران بوده بهصورت سهام جدید به آنها داده میشود پس تغییری در حقوق صاحبان سرمایه اتفاق نیفتاده لذا در این حالت نیازی به تعدیل شاخص نیست .
2- تجزیه و تجمیع سهام : در این حالت نیز تنها تعداد سهام منتشره تغییر یافته و چون به تناسب آن قیمت سهم نیز تغییر مییابد لذا نیازی به تعدیل شاخص نیست . البته لازم به ذکر است که در ایران عملا اینکار امکانپذیر نیست و ارزش اسمیهر سهم بطور ثابت 1000 ریال میباشد .
3- پرداخت سود نقدی : در این حالت نیز چون اصولا به تناسب پرداخت سود نقدی قیمت سهام نیز کاهش مییابد لذا نیازی به تعدیل عدد شاخص نیست .
شاخص بازده نقدی و قیمت (TEDPIX)
نشان دهنده تغیرات قیمتی و بازده نقدی سهام در بورس اوراق بهادار میباشد بهعبارتی نشاندهنده تغییرات بازدهی کل سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار میباشد و بوسیله آن میتوان فرصت سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار را با دیگر بازارها مقایسه نمود .
شاخص بازده نقدی (TEDIX)
از تفاضل منطقی شاخص قیمت و بازده نقدی از شاخص قیمت بدست میآید و نشاندهنده تغییرات بازده نقدی سهام میباشد .
تذکر : عدد پایه شاخصهای قیمت و بازده نقدی و بازده نقدی سهام در ابتدای سال 1377 برابر 08/1653 در نظر گرفته شده که همسنجی این دو را با شاخص کل قیمت در آن تاریخ امکانپذیر میسازد .
شاخص صنعت
فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل و نشاندهنده تغییرات در ارزش سهام شركتهای صنعتی میباشد و برای هر صنعت بطور جداگانه محاسبه میگردد .
شاخص مالی
فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل میباشد و نشاندهنده تغییرات در ارزش سهام شركتهای سرمایه گذاری میباشد .
شاخص شرکت
فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل قیمت میباشد و برای هر شرکتی بطور جداگانه محاسبه میگردد. و برای محاسبه آن شاخص هر شرکتی را در بدو ورود 100 تعیین نمودهاند.
شاخص 50 شرکت برتر یا tx-50 (به روش میانگین ساده )
معمولا هر سه ماه یکبار 50 شرکت برتر در بورس اوراق بهادار معرفی میگردند . شاخص tx-50 نشاندهنده میانگین قیمت سهام 50 شرکت برتر میباشد .
محاسبه این شاخص به روش محاسبه شاخص داو جونز میباشد . به عبارتی در این محاسبه تعداد سهام منتشره شرکت تاثیر داده نمیشود و تنها از جمع قیمت سهام 50 شرکت تقسیم بر تعداد آنها ( تعدیل شده ) بدست میآید .(این تعداد در اولین روز محاسبه یعنی ابتدای سال 1379 عدد 50 بوده که بعدها به تدریج تعدیل شده )
شاخص tx-50 نیز در موارد زیر باید تعدیل شود . یعنی عدد 50 در مخرج را باید به گونه ای تغییر داد تا تاثیر تفاوت قیمت بر شاخص به خاطر موارد زیر خنثی گردد .
مواردی که شاخص مذکور تعدیل میشود عبارتند از:
1- در صورت افزایش سرمایه به هر روشی (چه آورده و چه اندوخته )
2- ورود و خروج شركتها از لیست 50 شرکت برتر در پایان هر سه ماه
3- تجزیه و تجمیع سهام ( که فعلا در ایران امکان پذیر نیست )
شاخص 50 شرکت برتر tx-50 ( به روش میانگین موزون )
این شاخص نیز بوسیله تغییرات ارزش سهام 50 شرکت برتر محاسبه میشود ولی طرز محاسبه آن به روش میانگین موزون ( روش لاسپیرز ) میباشد و تعداد سهام منتشره شركتها در محاسبه آن تاثیر گذار است .
جمع بندی :
محاسبه شاخص های مختلف بر اساس فرمولهای قراردادی انجام میگیرد و هر شاخصی بنا بر داده ها و فرمول مورد استفاده میتواند گویای تغییرات خاصی باشد . لذا به غیر از شاخص کل قیمت که نشاندهنده تغییرات قیمت کلیه شركتها میباشد مابقی شاخصها بنا بر نوع محاسبه و شركتهایی که در آن مورد محاسبه قرار میگیرند باید تفسیر شوند . حال که تا حدودی با نحوه محاسبه شاخصهای مختلف آشنا شدیم لازم است با توجه به اینکه سهام چه شركتهایی در شاخص مورد نظر تاثیر گذار بوده اند تفسیر لازم را از شاخص مورد نظر داشته باشیم .
آن سال فعالیت خود را با انجام چند معامله بر روی سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی آغاز کرد. در پی آن شکت نفت پارس , اوراق قرضه دولتی, اسناد خزانه, اوراق قرضه سازمان گسترش مالکیت صنعتی و اوراق قرضه عباس آباد به بورس تهران راه یافتند. اعطای معافیت های مالیاتی شرکت ها و موئسسه های پذیرفته شده در بورس در ایجاد انگیزه برای عرضه سهام آنها نقش مهمی داشته است. طی 11 سال فعالیت بورس تا پیش از انقلاب اسلامی در ایران تعداد شرکت ها و بانک ها و شرکت های بیمه پذیرفته شده از 6 بنگاه اقتصادی با 6.2 میلیارد ریال سرمایه در سال 1346 به 105 بنگاه با بیش از 230 میلیارد ریال در سال 1357 افزایش یافت. همچنین ارزش مبادلات در بورس از 15 میلیون ریال در سال 1346 به بیش از 150 میلیارد ریال سرمایه در سال 1357 افزایش یافت. در سال های پس از انقلاب اسلامی و تا پیش از نخستین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی, دگرگونی های چشمیگیری در اقتصاد ملی پدید آمد که بورس اوراق بهادار تهران را نیز در بر گرفت. نخستین رویداد, تصویب لایحه قانون اداره امور بانک ها در تاریخ 17 خرداد 1358 توسط شورای انقلاب بود که به موجب آن بانک های تجاری و تخصصی کشور در چارچوب 9 بانک شامل 6 بانک تجاری و 3 بانک تخصصی ادغام و ملی شدند. چندی بعد و در پی آن شرکت های بیمه نیز در یکدیگر ادغام گردیدند و به مالکیت دولتی درآمدند و همچنین تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران نیز در تیر 1358 باعث گردید تعداد زیادی از بنگاه های اقتصادی پذیرفته شده در بورس از آن خارج شوند. به گونه ای که تعداد آن از 105 شرکت و موئسسه اقتصادی در سال 1357 به 56 شرکت در پایان سال 1367 کاهش یافت. بدین ترتیب در طی این سال ها بورس و اوراق بهادار دوران فترت خود را آغاز کرد که تا پایان سال 1367 ادامه یافت. از سال 1368, در چهارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی تجدید فعالیت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمینه ای برای اجرای سیاست خصوصی سازی, مورد توجه قرار گرفت.
گروه اقتصادی :
بورس اوراق بهادار تهران که در سال 1346 تاسیس گردیده، هماکنون در آستانه تبدیل شدن به صنعتی با عنوان"بورس" قرار گرفته است. با اجرای کامل قانون جدید بازار سرمایه و تبدیل بورسهای کالایی به شرکت سهامی عام تحت اختیار سازمان بورس اوراق بهادار، این مهم تحقق مییابد. در این صورت، نقش وزارتخانهها در اداره بورس کالایی و انحصاری عمل کردن برخی از این نوع بورسها نیز در ایران برچیده میشود.
به گزارش خبرنگار اقتصادی "مهر"، بخش مالی اقتصادی هر کشور تامینکننده منابع مالی و فعالیتهای حقیقی اقتصادی است که به دو بازار پولی و سرمایه تقسیم میشود.
بازار پولی که عمدتا بهوسیله نظام بانکی اداره میشود، مهمترین کارکرد آن تامین اعتبارات کوتاه مدت است. در همین حال، کارکرد اصلی بازار سرمایه هم تامین مالی بلند مدت مورد نیاز در فعالیتهای تولیدی و خدماتی مولد است.
برهمین اساس، تاریخچه تاسیس اولین بورس به اواخر قرن چهارده و اوایل قرن پانزده در کشور هلند بر میگردد. در ایران نیز سازمان بورس اوراق بهادار تهران که پانزدهم بهمن ماه سال 1346 فعالیت خود را با انجام چند معامله بر روی سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی آغاز کرد، درحال حاضر 38 ساله شده است. الله وردی رجایی سلماسی اولین دبیر کل بورس اوراق بهادار تهران پس از انقلاب بوده است که در سال 59 وارد این بورس شد
این بورس در سالهای پس از انقلاب اسلامی و قبل از اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی کشور شاهد تصویب لایحه قانون اداره امور بانک ها در تاریخ 17 خرداد 1358 توسط شورای انقلاب بود که براساس آن، بانک های تجاری و تخصصی کشور در چهار چوب 9 بانک شامل 6 بانک تجاری و3 بانک تخصصی ادغام و ملی شدند.
سپس براساس تصمیماتی، شرکتهای بیمه نیز در یکدیگر ادغام گردیدند و به مالکیت دولتی در آمدند. همچنین تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران در تیر 1358 موجب شد تا تعداد زیادی از بنگاه های اقتصادی پذیرفته شده در بورس از آن خارج شوند ، به گونه ای که تعداد آنها از 105شرکت و موسسه اقتصادی در سال 1357 به 56 شرکت در پایان سال 1367 کاهش یافت .
اولین دبیر کل بورس اوراق بهادار تهران پس از انقلاب نیز الله وردی رجایی سلماسی بود که تا سال 1376 در این سازمان فعالیت کرد.
فعالیت بورس اوراق بهادار تهران از سال 1368 در چهارچوب برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی تجدید فعالیت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمینه ای برای اجرای سیاست خصوصی سازی ، مورد توجه قرار گرفت.
البته گرایش سیاست گذاری های کلان اقتصادی به استفاده از ساز و کار بورس ، افزایش چشمگیر شمار شرکت های پذیرفته شده و افزایش حجم فعالیت بورس تهران را در بر داشت و شرکت های پذیرفته شده در بورس و فعال در آن به دو دسته شرکتهای تولیدی و شرکتهای سرمایهگذاری تقسیم شدند.
رجایی سلماسی در سال 1376 از بورس اوراق بهادار تهران کنار رفت و احمد میرمطهری روی کار آمد. در عین حال، تا قبل از تصویب برنامه سوم و اجرای آن(1379) کشور ما برای راه اندازی بورسهای کالا با خلاء قانونی مواجه بود، تا اینکه دستاندرکاران تدوین لایحه و قانون برنامه سوم توسعه به تدوین و تصویب قانونی اقدام کردند.
این موضوع در ماده 94 برنامه سوم توسعه گنجانده شد تا یک بازار متشکل و سازمان یافتهای تشکیل شود که به طور منظم کالای معینی با ساز و کاری خاص مورد معامله قرار میگیرند . البته طبقهبندیهای متعددی برای یک بورس کالایی وجود دارد، اما گسترش بازارهای بخش مالی و حقیقی اقتصاد سبب شده چندین نوع از بررسی ها در قالب یک تشکل متمرکز قرار داشته باشند.
بورس کشاورزی که قرار بود قبل از بورس فلزات راه اندازی شود، به دلیل اختلافاتی که در کابینه دولت اصلاحات بهوجود آمد، به تاخیر افتاد. با شدت گرفتن اختلافات در دولت اصلاحات، زمینههای راه اندازی بورس فلزات مهیا شد و بالاخره این که با راهاندازی این نوع بورس در شهریور 1382 ، بورس فلزات اولین بورس منطقهای ایران نام گرفت. هم اکنون این نوع بورس از اهداف اولیه خود فاصله گرفته و براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، به صورت انحصاری اداره میشود.
بورس کشاورزی نیز برمبنای تجربه از بورس فلزات در سال 83 فعالیت رسمی خود را آغاز کرد که بنابرگفته دبیرکل بورس کالای کشورزی، اهداف این نوع بورس هم در سال اول فعالیت تحقق نیافته است.
پس از مروری بر روند شکلگیری بورس کالایی، حال به دلایل تدوین قانون جدید بورس اوراق بهادار می پردازیم. با توجه به ایجاد پیشرفت و توسعه در زمینه های اقتصادی و نیاز به تدوین قانون جدیدی در زمینه بازار اوراق بهادار ، لذا با مطرح شدن بحث های گوناگون از حدود 4 سال قبل ، بالاخره در سال 83 آخرین نسخه ارائه شده در دولت تصویب و در آذرماه سال 84برای اجراء به سازمان مدیریت ابلاغ شد.
قانون قدیم بورس مربوط به سال 1345 بوده و هم اکنون قانون جدید مطابق با شرایط امروز بازار و اقتصاد کشور تدوین شده است . تفکیک میان مقام عملیات و نظارت یکی از مهمترین تفاوتهای قانون جدید و قدیم بازار اوراق بهادار مطرح شده است که به موجب آن، سازمان بورس تشکیل شده ، وظیفه نظارت و شرکت بورس ایجاد شده، وظیفه عملیات را به عهده دارند و این در حالی است که در قانون فبلی بورس هر دو وظیفه را انجام می داده است.
در این قانون در خصوص ساماندهی بازار اولیه آمده است: سازمان بورس اوراق بهادار به شرکتهای بورس مجوز ثبت شرکت می دهد و این درحالی است که در قانون قبلی سازمان بورس هیچ کنترلی بر شرکت های سهامی عام که اوراق بهادار منتشر می کنند ، نداشته است .
وظیفه ایجاد ابزارهای مالی به بورس و نظارت قانونمند بر ارکان و نهادهای فعال در بازار سرمایه از دیگر موارد مورد مقایسه در قانون جدید بورس در مقایسه با قانون قبلی است ، بهطوریکه مطابق قانون جدید بورس وظیفه نظارت منسجم و قوی بر شرکت های سرمایه گذاری فعال در بازار اوراق بهادار، شرکت های کارگزاری ، صندوق های بازنشستگی ، شرکت های تامین سرمایه و شرکت های سپرده گذاری اوراق بهادار را خواهد داشت .
طرح جرایم و مجازات ها متناسب با تخلف انجام شده را از دیگر تفاوت های قانون جدید با قانون قبلی به شمار می رود. برهمین اساس، یکسری فعالیت ها در بازار می توانند جرم محسوب شوند و متناسب با هر جرم مجازاتی در قانون تعریف و تعیین شده که این امر موجب شفافیت بازار سرمایه میشود.
در نتیجه، شورای عالی بورس و سازمان بورس مهمترین ارکان اصلی بازار اوراق بهادار هستند و اتخاذ تدابیر لازم جهت ساماندهی و توسعه بازار اوراق بهادار، تعیین سیاست ها و خط مشی بازار اوراق بهادار، پیشنهاد آئین نامه های لازم به هیئت وزیران برای تصویب ، مشخص کردن نرخ های کارمزد دریافتی از فعالان بازار و ارتباط بازار کشور با بورس خارج کشور از مهمترین وظایف شورای عالی بورس عنوان شده است.
در قانون جدید مقام ناظر، کسی که به بازار سرمایه نظارت می کند، با مقام اجرایی وعملیاتی وتصدی گری جدا شده است. در طول40 سالگذشته این دو مقام یکسان بود وتمامی عملیات اجرایی توسط یک هیات مدیره صورت می گرفت. این جدایی به این صورت است که تمامی فعالیت هایی که در زمینه تصدی گری وامور اجرایی است، به مردم واگذار می شود. براساس فعالیت های عملیاتی و اجرایی بورس های کالای کشاورزی و فلزات منحل خواهد شد و به صورت شرکت های سهامی عام درخواهد آمد. نقش دولت هم در این بورس ها فقط تصویب اساسنامه این شرکتها است.
همچنین در قانون جدید برای سهامداران، شرکت های کارگزاری و سازمان بورس اوراق بهادار وظایف مشخصی در نظر گرفته شده است، به طوری که در شرایطی از هر سه آنها حمایت و در صورت خطایشان نیز مجازات هایی برای آنها پیش بینی شده است.در صورتی که مدیران شرکت های دولتی حاضر در بورس ، سه بار کار تخلفی انجام دهند، نام آنها در لیست سیاه قرار خواهد گرفت و دیگر نمی توانند به عنوان مدیران شرکت های بورس فعالیت کنند.
درحال حاضر نیز با پایان یافتن مهلت ثبت نام از موسسین شرکت سهامی عام ، سازمان بورس مفاد ماده 54 قانون را چک می کند و براساس آن مجمع عمومی هیئت موسس بورس اوراق بهادار تشکیل می شود.
در عین حال، مطرح شده است که حضور کارگزاران جهت کنترل بازار در شرکت سهامی عام بورس ضروری است. بنابراین میزان سهامی که کارگزاران می توانند درشرکت سهامی عام بورس داشته باشند بیشتر ازسهام اختصاص یافته به افراد حقیقی است. هدف اصلی ازتشکیل شرکت سهامی عام بورس کنترل بازاربورس است. بازده شرکت سهامی عام بورس از لحاظ کسب سود به مانند دیگر شرکت های سهامی است. البته با توجه به اینکه درشرکت سهامی عام بورس مدیریت توسط بخش خصوصی اعمال می شود درنتیجه سهام داران از حضور در شرکت سهامی عام بورس استقبال می کنند.
براساس برخی گزارشها، ارزش جاری بازار بورس تهران در پایان چهار ماه نخست سال 2006 به 37 میلیارد و 570 میلیون دلار رسیده است که کاهشی 7.5 درصدی نسبت به سال گذشته نشان میدهد.
هم اکنون شورای عالی بورس هم با راهاندازی بورس نفت در ایران موافقت اصولی کرده و اساسنامه آن نیز تهیه و به سازمان بورس اوراق بهادار همچون بورسهای کالایی فلزات و کشاورزی تقدیم شده است.
تحلیلگران اقتصادی هم معتقدند که بورس ایران مانند صنعت بیمه و سایر صنایع در حال تبدیل شدن به صنعت است. یکی از مسئولان اقتصادی کشور هم در پاسخ به این پرسش که آیا ضرورت دارد که اداره بورس فلزات از وزارت صنایع گرفته و به وزارت بازرگانی سپرده شود، گفت: با اجرای قانون جدید بازار سرمایه و تبدیل بورسهای کالایی به شرکت سهامی عام، دیگر اکثریت مشکلات موجود رفع خواهد شد و بورس کالایی به صورت انحصاری اداره نمی شود. وی حتی تاخیر در راه اندازی بورس نفت را چانهزنی در این خصوص عنوان کرده است.
با تبدیل بورسهای کالایی به شرکت سهامی عام، مدیرعامل این شرکتها با مجوز شورای بورس انتخاب می شوند و تحت اختیار سازمان بورس اداره خواهند شد و نقش وزارتخانهها در این نوع بورسها نیز به طور کلی از بین می رود.
در پایان به این نکته اشاره میشود که بورس 38 ساله ایران هماکنون در شرایط حساسی است تا این که با تصویب اساسنامههای جدید بورس کالایی، سازمان بورس اوراق بهادار وارد مرحله جدیدی از فعالیت نوپای خود شود
مالیات سهام ؛ تفاوت نگاه دولت وبورس
در حال حاضر سهم مالیات از تولید ناخالص داخلی ایران ۵ تا ۷ درصد برآورد می شود در حالی که این رقم برای بعضی کشورها ۳۲ درصد از تولید ناخالص داخلی آنها را تشکیل می دهد و این حکایت از آن دارد با وجود این که تلاش های بسیاری برای افزایش رقم مالیاتی در کشور شده اما هنوز بخش زیادی از درآمدها در اقتصاد ایران وابسته به درآمدهای نفتی است. در این سال ها دولت تلاش کرده با اجرای طرح کامل جامع مالیاتی و اجرای لایحه مالیات بر ارزش افزوده این مهم را تحقق بخشد. در این میان درآمدهای مالیاتی حاصل از نقل و انتقال سهام نقش بسزایی در تحقق این درآمدها دارد به طوری که براساس آخرین اطلاعات منتشر شده در ۳ ماهه اول سال وصولی مالیات نقل و انتقال سهام در سه ماهه اول امسال نسبت به رقم مصوب بودجه ای معادل ۱۱۱/۴ درصد تحقق نشان می دهد. از آنجا که مالیات نقل و انتقال سهام جزو درآمدهای مالیاتی مستقیم دولت به شمار می رود بر همین اساس، وصولی مالیات نقل و انتقال سهام در سه ماهه اول امسال به ۸۴ میلیارد و ۴۰۰ میلیون ریال رسید، این در حالی است که این رقم در مدت مشابه در سال ۸۵ معادل ۶۷ میلیارد و ۳۰۰ میلیون ریال بود. به عبارت دیگر، وصولی مالیات نقل و انتقال سهام در ۳ماهه اول امسال نسبت به مدت مشابه در سال ۸۵ بیش از ۲۵ درصد افزایش نشان می دهد.
همچنین براساس رقم مصوب بودجه ای قرار بود وصولی مالیات نقل و انتقال سهام در سه ماهه اول امسال به ۷۵/۸ میلیارد ریال برسد که آمار عملکرد از تحقق ۱۱۱/۴ درصدی آن حکایت دارد. مالیات نقل و انتقال سهام در سال های گذشته همواره با عدم تحقق در وصولی مواجه می شد اما امسال با رونق بازار سرمایه و این که در ۷ ماه امسال ارزش و حجم معاملات بورس بالغ بر ۵۳ و ۱۰۷ درصد رشد را نسبت به سال قبل نشان می دهد، می تواند حاکی از شتاب تحقق این نوع درآمد دولت باشد.
اما داستان مالیات در بورس در نوع خود جالب توجه است چرا که در اواخر سال ۸۳ مجلس در تلاش برای افزایش ۱۰۰ درصدی مالیات نقل و انتقال سهام با نام از ۰/۵ درصد در فروش به یک درصد در فروش بود، اما این مسأله با مخالفت شدید فعالان بازار سرمایه بخصوص سرمایه گذاران حرفه ای بورس رو به رو شد.
● مخالفت مرکز پژوهش ها با افزایش مالیات بورس
در آن زمان دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با اظهار نظر کارشناسی در مورد یک لایحه، مخالفت خود را با افزایش میزان مالیات در بخش های مسکن و بورس اعلام کرد. در آن گزارش درباره لایحه «اصلاح (قانون) مالیات های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحیه های بعدی آن» آمده بود، هدف از ارائه لایحه مزبور افزایش درآمدهای مالیاتی دولت است که در نگاه اول ارائه چنین لایحه ای توجیه پذیر می نماید، اما وقتی با دقت به موضوع نگاه شود، ملاحظه می شود که چنین لایحه ای هدف اصلی طراحان لایحه را پوشش نمی دهد و ممکن است پس از تصویب، به کاهش روند روبه رشد فعالیت های بخش مسکن و بورس بینجامد.
در بخش دیگری از این اظهار نظر کارشناسی آمده بود: افزایش نرخ های مالیاتی توسط دولت در بورس افراد را مجبور خواهد کرد که در معاملات مالیات بیشتری بپردازند و به همین دلیل تمایل به خرید و فروش سهام کم می شود زیرا در بازار سرمایه نوظهور ایران اعمال یک چنین نرخ مالیاتی (۱۰۰درصد افزایش در نرخ) عجولانه و غیر منطقی به نظر می رسد و می تواند به رکود در بازار منتهی شود. مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی همچنین با بیان این مطلب که بیشینه کردن (افزایش) وصولی کل در نظام مالیاتی معمولاً به عنوان تنها وظیفه مدیران مالیاتی تلقی می شود، در حالی که بهترین مدیریت مالیاتی فقط آن نیست که بیشترین درآمد مالیاتی را وصول کند بلکه این مسأله مهم است که مشخص شود چنین درآمد مالیاتی چگونه وصول شده و چه اثری بر عدالت مالیاتی و سطح رفاه اقتصادی دارد، یا این که چنین اقدامی چه عواقب سیاسی برای دولت ها به دنبال می آورد دفتر مطالعات اقتصادی در ادامه اظهار نظر کارشناسی خود پیرامون لایحه مزبور افزود: درمجموع می توان گفت که تغییر نرخ ها به شیوه ای که در لایحه آمده است باید دقیقاً از طرف دولت توجیه شود در حالی که به نظر می رسد در این ارتباط کار کارشناسی دقیقی صورت نگرفته است. به همین دلیل پیشنهاد می شود در مورد اعمال نرخ های جدید گزارش های توجیهی مناسب توسط دولت تهیه و ارائه شود تا اطمینان حاصل شود که تبعات حاصل از افزایش نرخ ها به اقتصاد کشور چندان معنادار نخواهد بود.
در پایان این اظهار نظر آمده است: اگر هدف طراحان این لایحه، براساس آنچه در توجیه آن آمده، جبران کسر بودجه سال ۱۳۸۴ کل کشور باشد، چنین به نظر می رسد که نه تنها این امر میسر نخواهد شد بلکه حتی ممکن است در ازای افزایش ناچیزی در درآمدهای مالیاتی دولت، کل فعالیت های اقتصادی در بخش بازار سرمایه و نیز سایر فعالیت های مرتبط با آنها دچار آسیب شده و در مجموع از درآمدهای مالیاتی دولت کاسته شود، در عین حال که رشد اقتصادی، اشتغال و ... نیز با تهدید جدی مواجه خواهد شد.
غلامرضا حیدری کرد زنگنه رئیس وقت سازمان امور مالیاتی در خصوص این اظهار نظر گفته بود: برنامه ای برای افزایش مالیات در بورس نیست و این مسأله تنها در حد یک تبصره مبنی بر به روز شدن قیمت های منطقه بندی بود که با مخالفت مجلس منتفی شد و دیگر هیچ برنامه ای برای افزایش مالیات در بورس وجود ندارد. هرچند پس از ۲ سال این پرونده این بار در شورای شهر و شهرداری به جریان افتاد اما این دفعه هم با مذاکراتی که میان مسئولان بورس و شهرداری صورت گرفت، افزایش مالیات سهام دوباره منتفی شد.
● تغییر مسیر یک پرونده
اما از آنجا که مالیات یکی از سیاست های مالی دولت ها به منظور تأمین بودجه، همچنین ابزاری برای تشویق و جهت دهی فعالیت های اقتصادی است و از سوی دیگر مالیات یکی از عوامل و پارامترهای مهم در ارزیابی طرح های اقتصادی و سرمایه گذاری است، از این رو بازار سرمایه به مثابه یکی از بخش های مهم اقتصادی کشور از دو طرف دولت و سرمایه گذاران تحت تأثیر پدیده مالیات است. از منظر دولت و به منظور ایجاد مشوق شرکت های بورسی از مالیات ۱۰ درصد شرکت ها معاف هستند.
به عبارت دیگر براساس ماده ۱۰۵ قانون مالیات های مستقیم مصوب سال ۱۳۸۰ سود شرکت های مشمول مالیات به نرخ ۲۵ درصد است در حالی که شرکت های بورسی با معافیت ۱۰ درصد معادل ۲۲/۵ درصد از سود خالص خود را مالیات می پردازند. همچنین معافیت مالیاتی شرکت های فعال در مناطق کمتر توسعه یافته کشور نیز از جمله مسائل اثرگذار بر بازار اولیه سرمایه است. هرچند در ظاهر این تفاوت می تواند مشوق مناسبی برای شرکت ها جهت پذیرش در بورس شود اما توجه به تفاوت مبنای مالیات یعنی ارزش دفتری در خصوص سهام غیربورسی و ارزش بازار در مورد شرکت های بورسی می تواند این مشوق را به ضدانگیزه بدل کند.
اما پس از ۲ سال، گزارش آن روزهای مرکز پژوهش های مجلس سرآغاز جریان جدیدی شد و زمزمه هایی مبنی بر کاهش ۲۰ درصدی مالیات سهام به پرچمداری سازمان بورس بلند شد. سازمان بورس طرحی مبنی بر کاهش مالیات نقل و انتقال سهام را تهیه و با این توجیه که در راستای خروج بازار سرمایه از رکود مبتلابه و فراهم کردن بستری برای شرایط رونق و افزایش گردش مبادلات سهام بهتر است مالیات نقل وانتقال سهام از ۰/۵ درصد به ۰/۴ درصد کاهش یابد.
● طرحی در بلاتکلیفی
علی صالح آبادی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در اشاره به مالیات نیم درصدی معاملات نقل و انتقال سهام اوراق بهادار می گوید: فعالان بازار سرمایه ملزم به پرداخت این مالیات ۰/۵ درصدی هستند حتی اگر در جریان مبادلات خود متحمل ضرر هم شده باشند. وی با تأکید بر این که «هرگونه مالیات در بازار سرمایه باید بر سود سهام وضع شود»، ادامه می دهد: به وزارت امور اقتصادی و دارایی پیشنهاد دادیم که با توجه به مطرح بودن بحث مالیات ارزش افزوده در کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، بحث کاهش مالیات نقل و انتقال سهام نیز در آن کمیسیون مطرح شود.
البته شاید نگرانی از اثرات درآمدی کاهش مالیات ها سبب بی اعتنایی به پیشنهاد مطرح شده از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار شده است. علی اکبر عرب مازار یزدی رئیس سازمان امور مالیاتی در خصوص تغییر شیوه وضع مالیات نقل و انتقال سهام در بازار سرمایه، به اثر درآمدی این تغییرات در درآمدهای دولت اشاره می کند و می گوید: هرگونه تغییر (کاهش) در مالیات سهام اوراق بهادار منجر به کاهش درآمدهای دولت در این حوزه خواهد شد. عرب مازار یزدی در پاسخ به این سؤال که «با توجه به واگذاری های اصل ۴۴ در بورس آیا بهتر نیست که تغییری در مالیات نقل و انتقال سهام حاصل آید»، می گوید: با توجه به واگذاری های اصل ،۴۴ کاهش مالیات بر سهام می تواند با تشویق سرمایه گذاری سبب افزایش درآمدها و تعداد معاملات شود.
وی ادامه می دهد: اما وضع مالیات نیم درصدی به منظور تشویق مالیات در بورس و تسهیل فعالیت ها صورت گرفته است ضمن این که با وضع این مالیات اضافه ارزش سرمایه دیگر مشمول مالیات نمی شود. وی اضافه می کند: «از سوی دیگر سود سهام نیز مشمول مالیات نمی شود». به نظر می رسد که با وجود تأکید رهبر معظم انقلاب بر خانه تکانی اقتصادی کشور هنوز در تفکرات اقتصادی برخی از مسئولان باوری به نقش بازار سرمایه در وقوع این انقلاب اقتصادی وجود ندارد چرا که با وجود خصوصی سازی که بر پایه بازار سهام صورت می گیرد هنوز برخی از اسباب و لوازم متناسب با آن در بازار سرمایه فراهم نیامده است؛ مدعای این امر هم خاک خوردن طرح کاهش مالیات نقل و انتقال سهام در وزارت اقتصاد و دارایی است.
شايد طرح اين سوال كه «وظيفه بورس چيست؟» در يكي از بزرگترين گردهماييهاي بازارهاي بورس جهان، كمي عجيب باشد؛ اما اين سوالي است كه به طور گسترده در فضاي در حال تغيير بازارهاي مالي مطرح ميشود، به ويژه در اروپا. كلارا فورس، مديرعامل بورس لندن در سخنراني مهمي در كنوانسيون 2007 بورسهاي اروپايي به اين سوال پاسخ داده است.
مديرعامل بورس لندن در فدراسيون بورسهاي اروپايي تشريح كرد:
بازخواني نقش بورس در جمعآوري منافع متضاد
گروه بورس- حتي در محيط پرتحول اروپا، كاركردهاي بورس در حال بازخواني است، چه برسد به ....؟! نوشتار زير متن كامل سخنراني كلارا فورس (Clara Furse)، مدير عامل بورس لندن است كه در كنوانسيون 2007 فدراسيون بورسهاي اروپايي ايراد شده و از سوي كارشناسان امور بينالملل بورس اوراقبهادار تهران به فارسي برگردان شده است. خواندن آن با توجه به وضعيت بورس ما، بد نيست!
خانمها، آقايان صبح بخير!
از اينكه براي سخنراني در اين مكان از من دعوت بهعمل آورديد، سپاسگزارم. مايه خوشوقتي است كه در ميان اعضاي بسياري از بورسهاي عمده اروپايي حاضر هستم. همانند گذشته، FESE (فدراسيون بورسهاي اروپايي) اين بار نيز فهرستي از سخنرانان خوش آوازه بازارهاي سرمايه اروپا فراهم آورده است، تا به موضوع مهمي در ارتباط با آينده صنعت ما بپردازد.
چرا بورس؟
امروز مايلم درباره نقش بازارهاي سهام در ايجاد يك اقتصاد پويا در قاره اروپا صحبت كنم. شايد طرح اين سوال كه « وظيفه بورس چيست؟» در يكي از بزرگترين گردهماييهاي بازارهاي بورس جهان، كمي عجيب باشد؛ اما اين سوالي است كه به طور گسترده در فضاي در حال تغيير بازارهاي مالي مطرح ميشود، به خصوص در اروپا كه به عنوان يك بازار واحد، موجب دگرگوني اساسي در نظم موجود شده است و به جرات ميتوان گفت باعث ورود بازيگران جديد دردسر ساز شده است. اكنون زمان مهمي است كه در كنار يكديگر به ارائه آنچه به بازار و به دنياي گسترده تر عرضه كردهايم، پرداخته و دلايل اهميت كسب موفقيت صنعت بورس را بررسي كنيم.
در يك اقتصاد پيشرفته، بورس محور نظام مالي بهحساب ميآيد. شركتهاي عمده پذيرش شده در اروپا براي تامين سرمايه به بازار گسترده و نقدي سهام متكي هستند. در ميان آنها، اعضاي FESE امكان دسترسي به حدود 10 هزار شركت اروپايي با ارزشي بيش از 5/12تريليون يورو، يعني بيش از 6/11تريليون يورو، كل توليد ناخالص داخلي اروپا، براي تامين سرمايه مورد نياز رشد فراهم ميآورند.
رابطه توسعه بورس و رشد اقتصادي
مطالعهاي كه سال گذشته توسط Oxford Analytica انجام داديم، نشان ميدهد ارتباط مستقيمي ميان توسعه بازار سهام و رشد اقتصادي وجود دارد. بنابراين اگر بخواهيم ثروت و رونق گستردهاي را ايجاد كنيم، ضرورت دارد به تامين سلامت بازار سهام اروپا توجه داشته باشيم. همانطور كه همه ميدانيم، اروپا رقابت جهاني روزافزوني را با كشورهاي داراي رشد بالا نظير هندوستان، چين، برزيل و روسيه پيش رو دارد. از اينرو، بايد هر آنچه در توان داريم براي بهرهوري از توان اقتصادي اروپا به كار گيريم.
به همين دليل است كه اتحاديه اروپا سرمايه سياسي فراواني را براي ايجاد يك بازار كارآمدتر صرف كردهاست.
بازار منسجم مالي مزاياي واقعي اقتصادي دارد و دستيابي به آن بايد به عنوان هدف اصلي در ميان سياستگذاران اتحاديه اروپا مطرح باشد. همگي ميدانيم كه بازارهاي سرمايه اروپا مدتها به عنوان منابع نقدينگي ملي تلقي شدهاند. در اين بازارها قوانين و مقررات و زير ساختهاي ناكارآمد مربوط به دوره پس از انجام معاملات، اغلب در جهت افزايش موانع داخلي مورد استفاده قرار گرفتهاند. اين مساله باعث بروز عدم مزيت عمده براي اروپا در اقتصاد جهاني ميشود. هم چنين اين بدان معني است كه ما فقط براي تامين نيازهاي خود تلاش ميكنيم و كمترين توجهي به تامين منابع دوران بازنشستگي، كه در اروپا روز به روز تعداد بيشتري را به خود اختصاص ميدهد، نداريم.
اثر 1/1درصدي ادغام روي رشد اقتصادي
بورسهاي اروپايي حمايت فراواني از «برنامه اجرايي خدمات مالي» كه هدف آن استفاده از تواناييهاي اين قاره براي تامين سرمايه، توزيع ريسك و اختصاص اعتبار به مولدترين صنايع است، به عمل آوردهاند. ممكن است بسياري از ما كه در اين محل حاضر هستيم، گاهي اوقات به نتايج تحقيق London Economics كه پنج سال پيش انجام شده است، اشارهاي داشته باشيم. در اين بررسي، پيشبيني شده است در صورتي كه بازارهاي سهام و اوراق قرضه اروپا به طور كامل ادغام شوند، توليد ناخالص داخلي سالانه اين قاره 1/1درصد افزايش خواهد يافت. اين هدفي است كه رسيدن به آن تلاش فراواني را ميطلبد و از همين رو، بهرغم برخي مشكلات عمده، سعي كردهايم به حمايت از رهنمودهايي بپردازيم كه به FSAP (برنامه اجرايي خدمات مالي Financial Services Action Plan)، يعني اميدنامه، شفافيت، سوء استفاده از بازار و مهمتر از همه MiFID، كه قلب تپنده برنامه اجرايي مورد اشاره بهحساب ميآيد، منجر شده است. اگر MiFID موفق نشود، آنگاه بايد روياي بزرگ دستيابي به بازاري متحد در زمينه خدمات مالي را به فراموشي بسپاريم. البته در جاي ديگر به بررسي MiFID خواهم پرداخت، نه به دليل اهميت آن در موفقيت كلي برنامه اجرايي؛ بلكه به اين علت كه نگرانيهايي در خصوص پيامدهاي نامطلوب آن پديد آمده است. نخست مايلم به نقشي كه صنعت بورس براي دستيابي به اهداف اقتصادي در اروپا ايفا كرده است، بپردازم.
حباب درياي جنوب
بازارهاي سهام در گذشته، نظير آنچه امروز شاهد آن هستيم، نمونههاي برتر كارآمدي به حساب نميآمدند. دانيل دوفو(Daniel Defoe) در قرن هجدهم ميلادي، معامله سهام را «يك حقه» ناميد كه «اساس آن تقلب و سر منشا آن فريب» است. اما هنگامي كه در مييابيم او اين مطلب را در آستانه دوره موسوم به حباب درياي جنوب(South Sea Bubble) اظهار داشته است، ميتوان برايش قدرت پيشگويي بالايي متصور بود. با اين حال، از آن زمان مدت زيادي ميگذرد و ما از رسواييها و تركيدن حبابهاي متعدد در بازار، درسهاي فراواني آموختهايم و از آن براي ايجاد پيكره قانون، تنظيم فعاليتهاي بازار و قوانين آن، كه در حمايت از سرمايهگذار و ارائه مكانيزم موثر در تامين سرمايه، كه داراي موفقيتهاي قابل توجهي بودهاند، بهره بردهايم. اروپا راه را براي ارائه چارچوب جديدي از بازار هموار كرده و از همين رو به درستي به خود ميبالد. بازارهاي قانونمند سهام، نقطه آغاز برخورداري از سطح كيفي مورد نظر در اتحاديه اروپا است كه در حال حاضر براي حمايت بسياري از سرمايهگذاران به آن نيازمنديم.
بورس روش عادلانه
علت اهميت بورس آن است كه هيچ مكانيزم بهتري را نمي توان يافت كه سبب ارتباط ميان سرمايهگذاران و افراد نيازمند به سرمايه به روشي عادلانه، شفاف و قانونمند شود. بورس به سرمايهگذاران امكان ميدهد تا سبد سهام خود را تنوع بخشند و با هزينه كم و امنيت بالا سرمايه خود را در رشتههاي مختلف به كاراندازند. بورس از طريق تجميع ديدگاههاي متفاوت سهامداران و ارائه آنها به صورت عمومي، تاكنون به عنوان بهترين راه براي كشف ارزش داراييها شناخته شده است.هر چه از موقعيت آزادتري براي انجام كار برخوردار باشيم، با قيمتها و سفارشات رقابتي بيشتري روبهرو خواهيم شد و فرآيند كشف قيمت، كارايي بيشتري خواهد داشت. اين مساله باعث دسترسي به قيمت بهتر، تاثير كمتر نوسانات بازار بر سهامداران و كاهش هزينه سرمايهگذاري براي شركتها، كه نيروي محركه رشد اقتصادي هستند، ميشود.
دورنماي بورسها
از اين رو، رشد حجم مبادلات براي همه ما از اهميت خاصي برخوردار است. طرح اين مطلب، توضيح واضحات نيست: هرچه رشد مبادلات بيشتر باشد، كيفيت و كارآمدي بازار ارتقا مييابد. اجازه دهيد اين موضوع را در دورنمايي براساس تجارب خودمان مطرح كنم. از زماني كه بازار بورس لندن در سال 2000 به يك شركت سهامي تبديل شد، تا كنون ميانگين اختلاف قيمت خريد و فروش سهام شركتهاي شاخص سهام برتر FTSE 100 با كاهش غيرمنتظره 89درصدي روبهرو شد، حال آنكه مجموع معاملات سهام به ميزان 39درصد CAGR(نرخ رشد مركب سالانه)رشد كرد. ممكن است اين آمار بسياري از شما را چندان هم دچار شگفتي نكرده باشد؛ چرا كه وضعيت اكثر بورسهاي اروپايي پس از دوره تبديل آنها به شركتهاي سهامي به همين صورت بوده است.
شكي نيست كه هزينه مبادلات همزمان با تجاري شدن بورسها و استفاده از فنآوري براي سرمايهگذاري در آينده افت ميكند. به علاوه، كاهش هزينه، سبب رشد بيشتر ناشي از روشهاي جديد مبادلات، افزايش سرعت كار و نقدينگي و كاهش عمده اختلاف قيمت در بازار ميشود. بنابراين، كارآمدي فنآوري مورد استفاده عاملي اساسي در تعيين موفقيت بهحساب ميآيد و سبب ارتقاي امنيت اجرايي و كيفيت بازار ميشود كه خود عاملي در كاهش هزينه سرمايهگذاري براي تمامي شركتهايي است كه براي تامين سرمايه به ما روي ميآورند. انجام يك معامله به ايجاد معاملات جديد ميانجامد و چرخه مطلوبي از مبادلات در بازار پديد ميآيد. اكنون به MIFID ميپردازيم. كميسر مك كريوي (Commissioner McCreevy) سال گذشته طي يك سخنراني در دوبلين گفت: «MiFID دورنماي مبادلات اوراقبهادار را تغيير ميدهد و رقابت بيشتر و بهرهوري مورد نياز سراسر بازارهاي مالي اروپا را فراهم ميآورد.»
اميدواريم ادعاي او درست باشد. بيترديد، رقابت عاملي حياتي در بازار ما و در حقيقت علت اصلي موفقيت ما در بازار بورس لندن است. هنگامي كه محدوديتهاي ساختار غير شركتي برطرف شد، قادر شديم به تدوين راهبرد براي رقابت بر سر نقدينگي، در بازاري كه به طور فزاينده جهاني ميشود، بپردازيم.
اما بايد درباره انتظارات خود دقت زيادي به خرج دهيم؛ چرا كه قانون پيامدهاي ناخواسته تاريخي طولاني و نامطلوب دارد. خطر پيش رو تنها به عدم موفقيت تازه واردان بازار MiFID براي ادامه پيشرفت و دستيابي به بازار كارآمدتر منحصر نيست؛ بلكه ممكن است چرخه مطلوبي كه پيشتر درباره آن توضيح دادم نيز آسيب ببيند.
7خواهران بانكي
به عنوان مثال، Project Turquoise (سامانه معامله سهام كه توسط هفت بانك عمده سرمايهگذاري، ازجمله مورگان استنلي، كرديت سوئيس و مريل لينچ ارائه شده است) سعي دارد تا از لحاظ كيفي با تمام بورسهاي موجود تفاوت داشته باشد. در اين بورس تمركز اصلي مربوط به هزينه مبادلات است و ادعا شده كه بورس قادر است به ميزان قابل ملاحظهاي هزينه سرمايهگذاران را كاهش دهد. ضمن اينكه به ساختار مالكيت غيرشركتي خود ميبالد و حتي آن را برتر از ديگر ساختارها ميداند. بد نيست به بررسي اين ادعاها بپردازيم.
تعديل هزينهها
در مورد هزينه مبادلات ميتوانيم به عنوان نمونه از آمار ارائه شده در بورس لندن استفاده كنيم. ميانگين هزينه خريد سهام در بريتانيا در ازاي هر 1000 پوند معامله، حدودا 50/6پوند است. از اين ميزان 4 پنس يا كمي بيش از نيمدرصد از كل هزينه معامله مربوط به بورس است. هزينههاي پاياپاي و تسويه 2 پنس، حق العملها به طور ميانگين 85 پنس، هزينه تاثير بازارMarket Impact) 60) پنس و هزينه تمبر (كه ناموجه و مختص به بريتانيا است) 5 پوند است. حتي براي افراد زيركي كه از طريق معامله (CFD = Contract for Differences) قراردادهاي تسويه نقدي مابه التفاوتها در معاملات آتي سعي در فرار از پرداخت هزينه تمبر ميكنند، هزينه قابل پرداخت چيزي كمتر از 3درصد كل هزينه معامله خواهد بود.
در نتيجه، حتي اگر خدمات خود را به صورت رايگان ارائه دهيم، قادريم در ازاي هر 1000 پوند معامله تنها سبب 4 پنس صرفهجويي شويم. اين هزينهاندك نشاندهنده ارزش اقتصادي عظيمي است كه به عنوان يك بازار بورس بينالمللي، قانونمند و روز به روز كارآمدتر، ارائه ميدهيم. اما آيا واقعا مساله اصلي اين است؟ بايد درباره آن كمي تامل كرد.
تجميع منافع متضاد
به ياد آوريم كه تنها 7 سال پيش با هدف تمركز راهبردي بر جنبههاي ديدگاه تجاري و كارآمدي به يك شركت سهامي تبديل شديم. فعاليت به صورت غيرشركتي در محيط رقابتي موفقيت چنداني براي بازار بورس لندن به همراه نداشت و اين مساله در دهه 1990 به خوبي براي همه به اثبات رسيد.
با اين حال، تاريخ ما به ما يادآور ميشود كه بورس نقش مهمي در جمع آوري منافع متضاد طرفهاي در كنار يكديگر به شيوهاي سازنده و كارآمد بر عهده دارد تا شركتها، واسطهها و سرمايهگذاران، امكان انجام معامله را بيابند. همين تجارب به ما نشان داده است كه اگر صرفا يكي از طرفها به هدايت جريان انجام معاملات بپردازد، حل و فصل اختلافات به كار بسيار دشواري تبديل ميشود. اين وضعيت در لندن، پاريس و البته نيويورك موثر نبوده است. بورس نيويورك آخرين بازاري بود كه مالكيتش را در ازاي پذيرش در بورس با كارگزاران خود معاوضه كرد.
نگراني بر سر تضاد بالقوه منافع و نيز افزايش هزينهها هماكنون آشكار شده است. كريسهان (Chris Hohn) كه مدير صندوق سرمايهگذاري كودكان (Children Investment Fund) و يكي از سرمايهگذاران فعال و عمده بهحساب ميآيد، ماه گذشته به ناديده گرفتن مقررات بر ضد منافع سرمايهگذاران در بانكهاي سرمايهگذاري اشاره كرد. او گفت «آنها از جريان )سفارشات) آگاهي دارند و همين پديده عليه منافع سرمايهگذاران عمل ميكند.» وي همچنين تصريح كرد: هر بورس جايگزين سبب كاهش نقدينگي بازار ميشود كه به نوبه خود تفاوت قيمت خريد و فروش و هزينه معاملات را افزايش ميدهد.
منابع تيره
بنابراين، آزمون پيش روي برنامههاي جديد آن است كه آيا اين برنامهها با ادامه و حتي تسريع كاهش چشمگير تاثير نوسانات بازار و هزينه معاملات به نفع سرمايهگذاران، در نتيجه تجاري شدن بورسها، به بهبود كارآمدي بازار منجر ميشوند يا خير؟ در چنين صورتي، بازار رشد يافته و ما همگي به همراه بورسهاي رقيب از موقعيت بهتري برخوردار خواهيم شد.
در غير اين صورت، رقابت جديد سبب گسترش فزاينده منابع نامشخص نقدينگي ميشود كه از سوي بازيگران عمده بازار كنترل و اصطلاحا «منابع تيره» ناميده ميشوند و چند بخشي شدن شديد بازار هم پديد ميآيد. بسته به ميزان بروز چنين وضعيتي، منافع سرمايهگذاران در رقابتهاي فزاينده ناشي از چند بخشي شدن بازار از بين ميرود. افزايش اختلاف قيمت خريد و فروش بازار و افزايش تاثير نوسانات بازار، نقصان شفافيت و افزايش هزينه اطلاعات بازار به زيان تمام سرمايهگذاران خواهد بود و در مجموع به چشماندازي كه قرار است MiFID بدان دست يابد، آسيب ميرساند.
و مشكل دقيقا از همين جا آغاز ميشود. فعالان بازار، آنچه را كه قرار بوده است به ارائه خدمات بپردازد، محدودكننده مييابند؛ مگر آنكه كارآمدي بازار از سوي تازه واردان، به عنوان مهمترين هدف ترغيب شود.
از اين رو، هنگام ارزيابي موفقيت MiFID، صاحبنظران و سياستمداران بايد توجه داشته باشند كه بيشتر لزوما بهتر نيست. سنجش كمي موفقيتها بايد فراتر از اندازهگيري هزينههاي آشكار (نظير هزينههاي بورس) باشد. آيا اختلاف قيمت خريد و فروش كاهش يافته و آيا هزينه انجام معاملات كمتر شده است؟ تنها در چنين شرايطي قادر خواهيم بود درباره تاثير مثبت آن بر سرمايهگذاران و شركتها، كه تامينكننده منابع مورد نياز براي رشد اقتصادي بهحساب ميآيند، قضاوت كنيم.
بنابراين به طور خلاصه ميتوان گفت كه بازارهاي سهام در اروپا به ارائه مجموعهاي از بازارهاي كارآمد، شفاف و تحت نظارت بورس ميپردازند و از اين توانمندي نيز به خود ميبالند. به اعتقاد من، بهرغم تغييرات ايجاد شده در بازارهاي مالي يا شايد هم به علت اين تغييرات، كيفيت بينظير ما به معني آن است كه به شايستگي قادر به تامين سرمايه مورد نياز رشد اقتصادي و گسترش ثروت در اروپايي كه سزاوار آن است، هستيم.
اما آغاز جنگ جهانی دوم فرصت ادامة فعالیت را از کارشناسان گرفت. از سرگیری مطالعات در این زمینه به فرصت مناسبتری نیاز داشت که این فرصت پس از کودتای 28 مرداد 1332 و حاکم شدن آرامش نسبی بر ایران برای اتاق بازرگانی،اتاق صنایع و معادن،بانک مرکزی و وزارت بازرگانی ایجاد شد تا چند سالی را به بررسی پیرامون این بازار و شرایط ایران برای تشکیل آن بپردازند.
این گروه فعالیت خود را به صورت جدی از سال 1333 آغاز نمودند و پس از 12 سال تحقیق و بررسی، در سال 1345 قانون و مقررات تشکیل بورس اوراق بهادار را تهیه و لایحه مربوط را به مجلس شورای ملی ارسال کردند. لایحه مزبور در اردیبهشت 1345 تصویب شد،اما به دلیل عدم آمادگی بخش صنعتی و بازرگانی بورس تهران در پانزدهم بهمن ماه 1346 با ورود سهام بانک صنعت و معدن- به عنوان بزرگترین مجتمع واحدهای تولیدی و اقتصادی آن زمان- فعالیت خود را آغاز کرد.
در پی آن شرکت نفت پارس، اوراق قرضة دولتی، اسناد خزانه، اوراق قرضة سازمان گسترش مالکیت صنعتی و اوراق قرضة عباس آباد به بورس تهران راه یافتند. در این میان اعطای معافیتهای مالیاتی به شرکتها و مؤسسات پذیرفته شده در بورس در ایجاد انگیزه برای عرضة سهام آنها نقش مهمی داشته است. در طی 11 سال فعالیت بورس تا پیش از انقلاب اسلامی در ایران (سالهای 1346 تا 1357) تعداد شرکتها و بانکها و شرکتهای بیمة پذیرفته شده از 6 بنگاه اقتصادی با 2/6 میلیارد ریال سرمایه در سال 1346 به 105 بنگاه با بیش از 230 میلیارد ریال سرمایه در سال 57 افزایش یافت. همچنین ارزش مبادلات در بورس از 15 میلیون ریال در سال 1346 به بیش از 150 میلیارد ریال در سال 1357 افزایش یافت.
هرچند بورس اوراق بهادار تهران در این دوره از رونق چشمگیری برخوردار نبوده است، رشد شتابان محصول ناخالص داخلی و ارزش افزوده بخش صنعت، و نیز حضور اوراق قرضه دولتی و اصلاحات ارضی، افزایش حجم معاملات را در بورس اوراق بهادار در پی داشت. در این دوره نسبت حجم معانلات بورس به سرمایه ثابت ناخالص داخلی در حدود 4/2 درصد بود که موقعیت ضعیف بورس در آن دوره را به خوبی نشان می دهد.
پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع جنگ تحمیلی در این دوره رویدادها و تحولات بسیاری را به دنبال داشت. از دیدگاه تحولات مرتبط با بورس اوراق بهادار نخستین رویداد، تصویب لایحة قانون ادارة امور بانکها در تاریخ 17 خرداد 1358 توسط شورای انقلاب بود که به موجب آن36 بانک تجاری و تخصصی کشور در چهارچوب 9 بانک شامل 6 بانک تجاری و 3 بانک تخصصی ادغام و ملی شدند. چندی بعد و در پی آن شرکتهای بیمه نیز در یکدیگر ادغام گردیدند و به مالکیت دولتی درآمدند و همچنین تصویب قانون حفاظت و توسعة صنایع ایران در تیر 1358 باعث گردید تعداد زیادی از بنگاههای اقتصادی پذیرفته شده در بورس از آن خارج شوند. به گونهای که تعداد آنها از 105 شرکت و مؤسسة اقتصادی در سال 1357 به 56 شرکت در پایان سال 1367 کاهش یافت.
پایان یافتن جنگ تحمیلی و آغاز دوره سازندگی زمینه های احیای دوباره بورس اوراق بهادار را فراهم ساخت. درواقع، تجدید فعالیت بورس اوراق بهادار یکی از مهمترین سازوکارهای اجرایی بهسازی اقتصاد ملی به شمار می آمد که از طریق انتقال پاره ای از وظایف تصدی دولتی به بخش
اولین بورس اوراق بهادار در دنیا در شهر آمستردام و توسط اولین شرکت چند ملیتی به نام «کمپانی هند شرقی هلند» پدیدار شد. به همین نحو، شرکت «کمپانی هند شرقی هلند» اولین شرکتی بود که سهام منتشر کرد. این شرکت به مرحلهای رسیده بود که میبایست در امور اقتصادی خود تغییر ساختار دهد و با اقدام به عرضه عمومی، در حقیقت در زمان خود به اقدامی انقلابی دست زد.
بورس آمستردام در سپتامبر 1602، شش ماه پس از تشکیل شرکت «کمپانی هند شرقی هلند» تأسیس شد. شرکت «کمپانی هند شرقی هلند» از سلسله عواملی برای نیل به موفقیت برخوردار بود: 50 هزار نفر کارمند غیر نظامی با ارتش خصوصی مشتمل بر 40 ناوجنگی، 30 نفر ملوان و 10 هزار خدمه و البته گردش فزاینده سود. کل کشور هلند تجدید حیات یافت.
این شرکت با وجود بازاری برای سهام و اوراق قرضه خود، احتمالاً قویترین اقتصاد در تاریخ جهان را داشته است. به نظر میرسد که شرکتی با ارتش و ناو جنگی خصوصی هیچگاه در آینده در هیچ بازاری پدیدار نشود. کلید موفقیت این شرکت درحقیقت حضور «عموم» در مالکیت آن بوده است. این امر انباشتن 5/6 میلیون گیلدر ]واحد پیشین پول هلند[ را برای آن شرکت به ارمغان آورد. همچنین «بورس» باعث شد تا شرکت بتواند برای رفع نیارهای کوتاه مدت خود، اوراق قرضه منتشر کند. به این ترتیب، اولین بورس اوراق بهادار، محکی بود برای کاپیتالیسم مدرن. تاریخچه شرکت «کمپانی هند شرقی هلند» در حقیقت ماکتی از آنچه بر سر شرکتهای پذیرفته در بورس میآید، بود:
IPO شرکت ، شاهد 15 درصد رشد در قیمت عرضه بود، درحقیقت اولین فرصتی درتاریخ برای سهامداران که بتوانند از IPO منتفع گردند. سهامداران بلند مدت نیز سود سرشاری از محل سرمایهگذاری به دست آوردند، به گونهای که بیست سال بعد، قیمت سهام آن 300 درصد رشد یافت. ممکن است که بازده چشمگیری به نظر نرسد، اما میانگین سود سالانه شرکت، 18 درصد بود. واضح است که سرمایهگذاران در آن زمان به دنبال درآمد بیشتر بودند. در آن زمان، P/E ابداع نشده بود و گر چه حسابهای واقعی شرکت در آن زمان شفاف نبود، اما P/E این شرکت بسیار پایین و نزدیک به یک بود. 4 سال پس از تأسیس، شرکت رکورد تخصیص سود به میزان 75 درصد را از خود بجا گذاشت.
اما، هیأت اجرایی شرکت بعداً تحت فشار گرفت و از تمام اهرم و ابزار مهندسی مالی جهت ادامه روند حفظ بازده و سهامداران استفاده نمود. پرداخت سود نقدی به طور چشمگیری جای خود را به اوراق قرضه داد، حتی ادویههایی نظیر فلفل جایگزین پرداخت نقدی گردید.
سپس اولین نشانههای «حباب قیمتی» در تاریخ پدیدار شد. این دوره ، ارزش سهام تحت تأثیر دادوستد ابزار آتی به حد انفجار رسید و قیمت سهام شرکت به 1200 درصد نرخ اولیه آن افزایش یافت. در اواخر قرن 18، یعنی نزدیک به 200 سال بعد از شروع فعالیت شرکت، نشانههای سقوط آن پدیدار گردید. این شرکت با بدهی 110 میلیون گیلدری در موقعیتی قرار گرفت که تنها سهامداران شرکت «انرون» مینوانند آنرا درک کنند. دولت هلند وارد ماجرا شد و بدهیهای آنرا برعهده گرفت. در حالی که تاریخ این شرکت روبه زوال گذاشت، تاریخچه بورسهای اوراق بهادار اما تازه در ابتدای راه قرار داشت.
در سال 1698، فهرستی از نرخ سهام و کالا توسط شخصی در قهوه خانهای در لندن منتشر شد. دادوستد در لندن آغاز شده بود و کارگزاران دریافتند که باید هرچه زودتر از «بورس سلطنتی»- مرکز تجارت لندن- خارج شوند. بورس سلطنتی مرکز دادوستد اقلام فیزیکی یعنی کالاهایی که از بندر (لنگرگاه لندن) وارد میشد، بود، اما طبیعی است که به دلیل روند رو به رشد حجم قراردادها و نیز پول در گردش، نیاز به «سهام» امری اجتناب ناپذیر تلقی گردید.
بعداز خروج از بورس سلطنتی، کارگزاران به خیابانها و قهوه خانه سرازیر شدند. عجیب اینکه در دوره مدرن، بورس سلطنتی اکنون به کلکسیونی از بوتیک ها و مشروب فروشی ها تبدیل شده بود. این امر، پیروزی شیرینی برای بازاری که از حافظه بلند مدت برخوردار نبود، به شمار میرفت. این «بورس اوراق بهادار به شکل آزاد» نزدیک به یک قرن تا سال 1773 ادامه یافت و از اولین نشانههای انقلاب صنعتی که اولین فراز و فرود مالی بریتانیا را به ارمغان آورد، - و به نام «حباب دریای جنوب» شناخته شد - فراتر رفت.
50 سال بعد، اولین «بورس اوراق بهادار لندن» به وجود آمد. جای تعجب نداشت که این بار هم این مکان در یک قهوهخانه و در طبقاتی در منطقه تجاری باشد. این بورس جدید اوراق بهادار لندن، نقش مهمی در انقلاب صنعتی بریتانیا ایفاد نمود و ماهیت «اوراق بهادار» در سطح اروپا و ایالات متحده فراگیر شد.
اما تا سال 1801 هیچگونه مقررات یا عضویت رسمی در بورس اوراق بهادار لندن مشاهده نشد. درحالی که بزرگترین گامهای تغییر در تاریخ دنیا به وقوع میپیوست، هنوز تعدادی اعتقاد داشتند که خرید وفروش سهام امری غیر اخلاقی و شیطانی محسوب میشود.
هم زمان با انتشار فهرست ابزارهای مالی در قهوهخانه ای در لندن، کارگزاران سهام در زیر درختی در خیابان «وال استریت» نیویورک جهت دادوستد سهام، نشست ترتیب دادند. وال استریت، یک دیوار مستحکم در نیویورک بود که به هرعلتی توسط هلندیان بنا شده بود. در سال 1792، 24 کارگزار سهام قراردادی را امضا نمودند که بعدها «هیأت سهام و بورس نیویورک»- شرکتی که بعدها به بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) تبدیل شد- جایگزین آن گردید.
قرار دادن «باتن وود(Buttonwood)» نه تنها پیدایش بورس اوراق بهادر نیویورک را باعث گردید بلکه شاهد انکار ناپذیری مبنی بر توسعه ایالات متحده و تبدیل آن به یک ابرقدرت اقتصادی محسوب شد. جالب است که وال استریت در کنار دیگر سمبل ایالات متحده یعنی آسمانخراشها ، به عنوان نماد قدرت و پول این کشور به شمار میرود.
امروزه نقش بورسهای اوراق بهادار در اقتصاد جهان غیرقابل انکارند. شاید محققین نیز هیچگاه تصور نمیکردند که کاری که شرکتی در 400 سال پیش ابداع نمود، سراسر دنیا را دربرگیرد.
خلاصــه
به هرحال ، پیدایش اولین بورس اوراق بهادار را میتوان به تشکیل آن در انگلستان، فرانسه و هلند در قرن 18 نسبت داد، درحالی که اقتصاد در ایالات کشور نوپای آمریکا به شدت تحت کنترل بریتانیا قرارداشت. تا اینکه اولین بازار حراج غیر رسمی در سال 1752 در نیویورک تأسیس و در سال 1792 با امضای قرارداد بین کارگزاران، بورس اوراق بهادار نیویورک رسماً معرفی گردید ، نهادی که بی شک قلب اقتصاد جهان در آن میتپد.
خصوصی،جذب نقدینگی و گردآوری منابع پس اندازی سرگردان و هدایت آنها به سوی مصارف سرمایه گذاری می توانست به تجهیز و مشارکت فعالانه بخش خصوصی در فعالیتهای تولیدی بینجامد.
بدین ترتیب ، توجه سیاستگزاران اقتصادی کشور به تجدید فعالیت بورس اوراق بهادار در سال 1368، افزایش چشمگیر تعداد شرکتهای پذیرفته شده و افزایش حجم فعالیت بورس اوراق بهادار را در پی داشت، تا به آنجا که تعداد اینگونه شرکتها از 56 شرکت در سال 1367 به 249 شرکت در سال 1375 افزایش یافت.در همین دوره،میانگین ارزش معاملات سالانه در حدود 213 درصد رشد یافت که در نهایت به فراهم آوردن بیش از 4920 میلیارد ریال برای تامین منابع مالی مورد نیاز فعالیتهای مولد در اقتصاد ایران انجامید.
باوجود این، بررسی عملکرد بورس تهران در این زمان نشان می دهد که در عمل جایگاه واقعی و مناسب خود را در اقتصاد ملی بدست نیاورد، به گونه ای که سهم منابع مالی تامین شده توسط این نهاد در سنجش با سرمایه ثابت ناخالص داخلی به طور میانگین از مرز 6/1 درصد فراتر نرفت.
از سوی دیگر، روند پرنوسان فعالیت بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1369 تا 1375،به ویژه نوسانهای شدید و یک سویه قیمتها در سالهای 1370،1373و1374،افت وخیزهای دوره ای قابل توجهی را در پی داشته که برآیند آنها به انتظارات سرمایه گذاران و بی اطمینانی حاکم بر این بازار انجامیده است.
سال 1370 سال پررونقی برای بازار سرمایه بود. در این سال افزایش چشمگیری در ارزش و حجم معاملات بازار پدید آمد. این رشد به سبب عرضة سهام در مقیاس بالا از طرف سازمانهای دولتی، ورود 29 شرکت جدید به فهرست شرکتهای پذیرفته شده در بورس، عرضة سهام به صورت نسبتاً فراگیر در سراسر کشور از طریق شبکة بانکی و عرضة سهام به کارگران به نرخهای ترجیحی براساس مصوبه موقت بود. ارزش معاملات در این سال نسبت به سال قبل 637 درصد و تعداد سهام معامله شده 369 درصد رشد یافت.
از آنجا که در سال 1371 اقتصاد کشور دچار رکود نسبی شده بود بورس اوراق بهادار با شرایط دشواری روبرو شد، آمار معاملات در این سال رو به کاهش رفت به طوری که ارزش معاملات از 3/478 به 352 میلیارد ریال رسید.
از اواسط سال 1372 عدم عرضة سهام و جریان بیشتر منابع مالی به سوی بورس موجب شد تا شاخص قیمت سهام رو به افزایش گذارد. به هر حال ارزش معاملات برای نخستین بار در طول تاریخ بورس در این سال از مرز 515 میلیارد ریال گذشت.
برنامهریزیها و تمهیداتی که از اواسط سال 1372 در جهت تعدیل قیمتها و افزایش بازده سهام به عمل آمد، تأثیر مثبت زیادی بر بازار در این سال داشت، به طوری که خرید سهام اعم از جزئی و کلی (خردهفروشی و عمده فروشی) با استقبال عام روبهرو شد به طوری که ارزش معاملات در سال 1373 به بیش از 793 میلیارد ریال رسید.
عامل اصلی افزایش حجم معاملات به طور عمده مربوط به چهار ماه آخر سال 1373 و ناشی از عدم عرضة سهام توسط عرضهکنندگان عمدة دولتی، افزایش قیمت شناور ارزهای خارجی و تشدید تورم بوده است که موجب ایجاد صفهای تقاضا در این سال شد.
سال 1374 سال تأسیس شرکتهای سرمایهگذاری سهامی عام بود. در این سال 4 شرکت سرمایهگذاری جدید تأسیس شد، همچنین یک شرکت توسعة منطقهای به صورت سهامی عام در استان فارس تأسیس شد، از وقایع دیگر سال 1374 افزایش سرمایهگذاری در بخش دولتی بود که بر رشد بورس تأثیر به سزایی داشت.در این سال ارزش معاملات به بیش از 1880 میلیارد ریال رسید.
وضعیت بورس در سال 1375 وضعیتی دوگانه بود. در نیمة نخست سال، روندهای حرکتی سال پیش همچنان ادامه یافت و شاخصهای مختلف فعالیت در بازار بورس از روندی افزایشی برخوردار بود ، در نیمة دوم سال، شتاب یک سویة نوسانهای قیمتی در بورس اوراق بهادار تهران کند شد و شاخص قیمت سهام از مهرماه تا پایان آن سال به میزان 6/9 درصد کاهش یافت.
بورس تهران به عنوان نماد اصلی بازارسرمایه ایران، از آغاز سال 1376 دوره تازه ای از فعالیت را به خود دید. حرکتهای بنیادی انجام شده در راستای بازسازی ساختار سازمانی و مدیریتی، به کارگیری نوآوریهای فنی و تخصصی،اصلاح رویه های مقرراتی و نظارتی، فراهم آوردن زمینه های ارتقای کارایی و اصلاح کارکردهای بازار، و کوشش درجهت همسازی سیاستگزاریها با نیازهای واقعی بازار سرمایه در کانون توجهات و برنامه های اصلاح ساختاری این سازمان قرار داشت.
بی گمان،یکی از محورهای اساسی برنامه بهسازی بورس اوراق بهادار تهران،اتخاذ سیاست تثبیت بازار برای حذف عوامل وروندهای ناپایدار ساز و اختلال زا و پیش گیری از تکرار رویدادهای سالهای پیش بوده است.در واقع، بخشی از پایداری و قاعده مندی به دست آمده در بورس تهران طی سال 1376 بر اثر پیاده سازی همین برنامه های تثبیت بازار بدست آمد و محور اصلی آن نیز برقراری رابطه ای منطقی و متناسب بین تعداد و قیمت سهام دادوستد شده در بازار بوده است.
از سوی دیگر در سال 1376 ساماندهی وضعیت اطلاع رسانی به عنوان یکی از مهمترین تمهیدات بازیابی کارکردهای طبیعی بورس اوراق بهادار تهران مورد توجه قرار گرفته است. در این باره، به منظور دسترسی آسان و سریع کاربران مختلف به اطلاعات آماری درست،دقیق و بهنگام، کمیت و کیفیت اطلاعات عرضه شده در چارچوب نشریه های آماری ادواری بورس بازنگری و بهسازی شد.
سال 1376 بر اثر برنامههای اجرا شده برای ارزیابی یک روند منطقی، رو به رشد و پایدار و زدودن نابسامانیهای مشهود آن، نقطة عطفی در سالها تجدید فعالیت بورس بود.
روند سریع بهبود شاخصها، رشد ارزش معاملات، افزایش حجم دادوستد سهام، رشد پرشتاب قیمتها، حضور پرتعداد روزانه سهامداران در تالار بورس، افزایش شمار خریداران و تحولات دیگر بیانگر رشد و توسعة بازار سرمایة ایران بود. رشد روزافزون بورس نشان از جایگاه مهم این نهاد در پیشبرد و توسعة اقتصاد ملی در سالهای آتی داشت.
رشد بورس تهران در سال 1378 نیز ادامه یافت. حجم کل معاملات در این سال بیش از 1056 میلیون و 223 هزار سهم، به ارزش 5137 میلیارد و 80 میلیون ریال بود.
سال 1379 سال درخشانی در پرونده بورس تهران بود. در این سال بازدهی بورس به 86/59 درصد رسید که در مقایسه با سایر فرصتهای سرمایهگذاری و تورم 6/12 درصدی در این سال بسیار شایان توجه بود. بورس اوراق بهادار تهران در ضمن پدیدآوردن یک روند پررونق فعالیت طی چند سال گذشته، از فراهم آوردن تمهیدات لازم برای توسعة فراگیر بازار سرمایه نیز غافل نمانده بود. برنامههای در دست اجرا طی این سالها، دامنهای فراگیر از بهسازی نظام اداری و تشکیلاتی بازار، بهبود اطلاعرسانی، ارتقای شفافیت و کارایی بازار و تقویت نظام تنظیمی و نظارتی بورس گرفته تا گسترش سطح فعالیت آن به سایر مناطق جغرافیایی کشور، تنوعسازی بازارهای دادوستد، معرفی ابزارهای جدید مالی، ایجاد بورس ابزارهای مشتق و بسیاری دیگر از الزامها و نیازهای ایجاد یک بازار قاعدهمند و کارآمد اوراق بهادار را در ایران پوشش داده است.
حجم کل معاملات در سال 1380 بیش از 1621 میلیون و 98 خزار سهم، به ارزش 7723 میلیارد و 509 میلیون ریال بود.
سال 1381 سال پرفراز و نشیبی برای بورس بود. شاخص کل بورس تا شهریور ماه این سال با افزایش همراه بود. در این سال به تدریج رفتار سرمایهگذاران تغییر یافته و با وجود آنکه انتظار کاهش نسبی قیمت سهام شرکتهای ناشی از تقسیم سود در مجامع عادی متصور بود، اما عملاً بازار با رفتار دیگری روبهرو شد که به ظاهر متناقض با آموخته و شیوههای متداول رفتار سرمایهگذاران بود.
سال 1382، سال ثبت رکوردهای جدید در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. در این سال همۀ نماگرهای عمدة فعالیت، با رسیدن به حد نصابهای تازه، که از بدو فعالیت بورس اوراق بهادار تهران بیسابقه بوده است، عملاً چشماندازی مطمئن و امیدوارکننده برای مهمترین رکن بازار سرمایة کشور ترسیم کردهاند. این روند رو به رشد اگر چه از سال پیش شروع شده است، اما جهش خیرهکنندة آن
در سال 1382 حکایت از ظرفیتهای بزرگ بازار سرمایة کشور و به ثمر نشستن برنامههای اصولی اتخاذشده توسط سازمان دارد.
برای نشان دادن عملکرد چشمگیر بورس اوراق بهادار تهران در این سال، نگاهی به رشد نسبت ارزش بازار سهام به محصول ناخالص داخلی، نشان میدهد که این نسبت با رشد تقریباً 100 درصدی از 8/12 درصد در سال 1381 به 25 درصد در پایان سال 1382 افزایش یافته است.
فعالیت بورس اوراق بهادار تهران طی سال 1383 در دو بخش متمایز رونق و رکود نسبی بازار قابل بررسی است. عملکرد بورس تهران در نیمة اول سال بهرغم دو افت محسوس در ماههای اردیبهشت و مرداد، همچنان متأثر از روندهای حرکتی سال پیش از آن بود و نماگرهای مختلف فعالیت بورس از روندی افزایشی برخوردار بودند، بهگونهای که حجم دادوستد و شاخص قیمت سهام در این دوره به بالاترین حد خود در تمامی سالهای فعالیت بورس رسید.
یک ارزیابی کلی میتوان گفت که بهرغم مسایل و مشکلات ناپایدارساز داخلی و خارجی از قبیل انتخابات ریاست جمهوری، پیشنهاد افزایش نرخ مالیات نقلوانتقال سهام، مصوبات مجلس در زمینة تثبیت قیمتها و کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی، تهدیدهای خارجی در زمینة انرژی اتمی، و...، موقعیت بازار سرمایه در اقتصاد ایران، در سال 1383 نیز بهبود یافت. در اثبات این ادعا میتوان به نماگر نسبت ارزش بازار سهام به محصول ناخالص داخلی - که نشانگر جایگاه بورس در اقتصاد ملی است - اشاره نمود که با رشدی حدود 11 درصد، از 27 درصد در سال 1382 به بیش از 30 درصددر پایان سال 1383 رسیده است.
در سال 1384، نماگرهای مختلف فعالیت بورس اوراق بهادار در ادامة روند حرکتی نیمه دوم سال 1383، همچنان تحت تأثیر رویدادهای مختلف داخلی و خارجی و افزایش بیرویة شاخصها در سالهای قبل از روندی کاهشی برخوردار بودند و این روند، به جز دورة کوتاهی در آذرماه تا پایان سال قابل ملاحظه بود.
از آذرماه سال 1384، سیاستها و تلاش دولت و سازمان بورس باعث کند شدن سرعت روند کاهشی معیارهای فعالیت بورس شد، بهگونهای که تصویب قانون بازار اوراق بهادار، تغییر سیاستهای داخلی سازمان بورس و پیشبینی آزادسازی قیمت سیمان بهدلیل ورود این محصول به بورس فلزات، باعث رشد 6/6 درصدی شاخص قیمت در آذر ماه 1384 نسبت به ماه پیش از آن شد.
جایگاه قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی :
از سال 1334،چارچوب قانونی سرمایه گذاری خارجی در ایران قانون جلب و حمایت سرمایه های خارجی بوده است. در راستای انجام اصلاحات در ساختار اقتصادی کشور، مجلس ایران طرح قانون جدید سرمایه گذاری خارجی با عنوان قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی را پیشنهاد نمود که نهایتا“ در سال 1381 به تصویب رسید. قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی جانشین قانون جلب و حمایت سرمایه های خارجی، که از سال 1334 حاکم بود، گردید. این جایگزین موجب توسعه چارچوب قانونی و محیط فعالیت سرمایه گذاران خارجی در ایران گردیده است .
برخی از پیشرفتهای حاصل از قانون جدید در حوزه سرمایه گذاریهای خارجی عبارتند از :
گسترش حوزه فعالیت سرمایه گذاران خارجی از جمله امکان پذیر شدن سرمایه گذاری در زیرساختها ،
به رسمیت شناختن روشهای جدید سرمایه گذاری افزون بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی ، نظیر تامین (Project Financing)مالی پروژهای ، ترتیبات بیع متقابل (Buy Back) و انواع روشهای ساخت، بهره برداری و واگذاری (BOT) ،
فرایند کوتاه و سریع درخواست پذیرش وتصویب سرمایه گذاری خارجی ،
ایجاد تشکیلات واحد با نام مرکز خدمات سرمایه گذاری خارجی در سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران به منظور حمایت متمرکز و مــــوثر از فعالیتهای سرمایه گذاران خارجی در ایران ،
آزادسازی بیشترسازوکارهای ارزی برای استفاده هرچه بیشترتوسط سرمایه گذاران خارجی،
معرفی گزینه های حقوقی جدید ناظر بر رابطه میان دولت و سرمایه گذاران خارجی ،
تصویب قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و نیز تصویب آئین نامه اجرائی آن از سوی هیات دولت ، به وضوح بخشی مهم از مجموعه اصلاحات صورت پذیرفته در ساختار اقتصاد کلان ، ساز و کارهای اساسی آن می باشد . روند تقاضا برای سرمایه گذاری خارجی در ایران متعاقب تصویب قانون جدید ، حاکی از آن است که محیط اقتصادی و رژیم حقوقی و نظارتی جدید ، موجد سرمایه گذاری خارجی باقوه عظیمی شده که با تمرکز تلاش ها بر انتقال شفاف آخرین تحولات در پویش اقتصادی و چارچوب های سرمایه گذاری خارجی کشور، با سرعت بیشتری از قوه به فعل خواهد رسید .
مهمترین نکات قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی
1. ویژگیهای عمومی : دولت جمهوری اسلامی ایران از سرمایه گذاری خارجی اشخاص خارجی، چه اشخاص حقیقی و چه حقوقی، در کلیه عرصه های فعالیت اقتصادی استقبال میکند . طبق ماده (1) قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی اصطلاح سرمایه گذار خارجی به صورت اشخاص حقیقی و حقوقی خارجی و نیز اتباع و شرکتهای ایرانی چه مقیم داخل و چه خارج تعریف گردیده است . سرمایه گذاران خارجی با وارد کردن سرمایه خارجی، که بصورتی بسیار گسترده ومتنوع تعریف گردیده است و می تواند نقد یا غیر نقد ، ماشین آلات و تجهیزات، مواد اولیه، قطعات یدکی ، خدمات تخصصی و یا حقوق معنوی بوده و به منظور سرمایه گذاری در صنعت ، معدن، کشاورزی یا خدمات باشد، واجد شرایط برخورداری از تسهیلات و مزایای فراهم شده توسط قانون می باشند. البته این تسهیلات و مزایا به سرمایه گذارانی اعطا خواهد گردید که مجوز سرمایه گذاری اخذ کنند. بطور کلی سرمایه گذاری خارجی برای همه سرمایه گذاران آزاد می باشد اما تسهیلات و مزایای مذکور تنها به سرمایه گذارانی اعطا خواهد گردید که متقاضی پوشش حمایتی قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی باشند و به این منظور درخواست سرمایه گذاری خود را به سازمان سرمایه گذاری که نهاد مرکزی مسئول دریافت درخواست ها ، صدور مجوز سرمایه گذاری و حمایت از منافع سرمایه گذاران خارجی در تمام طول عمر فعالیت آنها، صرف نظر از نوع و نحوه سرمایه گذاری می باشد، ارائه دهند. در واقع قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی کلیه حقوق و منافع سرمایه گذاران خارجی را به رسمیت شناخته شده و در مقابل ریسکهای غیر تجاری مصون نموده است و افزون بر این، دولت ایران را نه تنها برای تسهیل جریان آزادانه بازگشت سرمایه بلکه برای جبران خسارت کامل و عادلانه آن دسته از اعمال خود که منجر به سلب مالکیت و یا ایجاد وقفه در فعالیتهای سرمایه گذار خارجی گردند متعهد و مسئول می شناسد.
باید توجه داشت که در قانون تشویق وحمایت سرمایه گذاری خارجی هیچ نوع محدودیت قانونی از حیث نوع، روش یا حجم سرمایه گذاری ، سهم سرمایه ، بازگشت سود و سرمایه و یا روابط داخلی مابین شرکای یک طرح سرمایه گذاری وضع نگردیده است .
2. ریسک های تحت پوشش : به طول کلی قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی امنیتی تمام و کمال در برابر ریسک هایی که معمولا“ به عنوان ریسکهای غیر تجاری از آنها یاد می شود فراهم نموده است . این ریسکها معمولا“ توسط موسسات اعتبارات صادراتی و بیمه سرمایه گذاری بیمه می شوند . ریسکهای مربوط به نقل و انتقالات سرمایه و سلب مالکیت اصلی ترین ریسکهایی هستند که به سرمایه گذاری در یک کشور پذیرنده سرمایه منتسب می شوند . در مسائل مربوط به نقل و انتقال سود و همچنین بازگشت سرمایه، قانون تشویق و حمایت خارجی کلیه حقوق سرمایه گذاران را از طریق تسهیل انتقال و فراهم ساختن ارز مورد نیاز برای انتقال محترم می شمارد. در حقیقت ، قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی حق نقل و انتقال را به عنوان اساسی ترین حق سرمایه گذاران به رسمیت شناخته است . هیچ محدودیتی در خصوص حجم سود انتقالی و همچنین حجم سرمایه یا منافع سرمایه ای برگشتی وجود ندارد . در زمینه سلب مالکیت و ملی کردن دارایی های سرمایه گذاران خارجی ، قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی حقوق سرمایه گذاران برای دریافت غرامت به ماخذ ارزش منصفانه و بازاری داراییهای سلب مالکیت شده در روز قبل از وقوع سلب مالکیت را به رسمیت می شناسد.
علاوه بر موارد فوق ، قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی حقوق سرمایه گذاران خارجی در مواردی که در نتیجه تصویب قانون و یا تصمیم دولت، اجرای یک پروژه متوقف یا دچار وقفه گردد را نیز به رسمیت شناخته است . در چنین مواردی ، دولت مکلف به پرداخت تعهدات سررسید شده سرمایه گذار خارجی می باشد.
3. تسهیلات فراهم شده: قانون تشویق و حمایت سرمایه های خارجی تسهیلات فراوانی را همسو و معطوف به تامین منافع سرمایه گذاران خارجی ایجاد و فراهم نموده است. تاسیس مرکز خدمات سرمایه گذاری خارجی در محل سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران که امکان دسترسی مستقیم به سازمان ها و موسسات دولتی از طریق نمایندگان مقیم آن سازمانها و جمع آوری روز آمد ترین اطلاعات دست اول از موسسات ذیربط را بدون نیاز به مراجعه به آن موسسات برای تازه واردین، اعم از ایرانی و خارجی، میسر ساخته است ازجمله تسهیلات مهمی است که قانون توسط فراهم شده است. درحقیقت مرکز خدمات سرمایه گذاری خارجی به مثابه یک ایستگاه واحد طراحی گردیده تا پاسخگوی نیازهای سرمایه گذاران بوده و در زمان و انرژی آنـــــــان در مراحل تصمیم گیری و اجرای پروژه ، از مطالعات اولیه درخصوص توجیه پذیری طرح، جمع آوری اطلاعات درخصوص چارچوبهای قانونی و کارهای مقدماتی اخذ مجوز سرمایه گذاری گرفته تا مراحل عملیاتی پروژه که ممکن است نیاز به هماهنگیها و پیگیریهای خاص به منظور تحقق طرح سرمایه گذاری داشته باشد، صرفه جویی گردد.
از نظر قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی ، سرمایه گذاران خارجی از رفتار مشابه و برابر با سرمایه گذاران داخلی برخوردار خواهند شد . هیچ تبعیضی نسبت به سرمایه گذاران خارجی وجود ندارد و کلیه تسهیلات ، مزایا و معافیتها بطور یکسان به سرمایه گذاران خارجی و داخلی تعلق خواهد گرفت. در هر حال یک رفتار کامله الوداد نیز برای سرمایه گذارانی که دولت ایران اقدام به عقد یک قرارداد دو جانبه سرمایه گذاری با دولت متبوعه آنان نموده است نیز قابل اعمال است که رفتار مطلوبتری را نسبت به رفتار یکسان برای آنان فراهم می سازد .
افزون بر موارد فوق ، قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی گزینه های قانـــونی جدیدی را در زمینه روابط میان دولت و سرمایه گذاران فراهم ساخته است که نمادی از رویکرد پذیرا و سازنده دولت ایران در جهت حراست از منافع سرمایه گذاران خارجی است . موارد متعددی در قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و همچنین آئین نامه اجرائی آن وجود دارد که بر آزادی سرمایه گذاری خارجی در انتخاب بهترین گزینه از میان گزینه های مختلف که با انتظارات وی سازگارتر می باشد تاکید نموده است. در میان آنها می توان به انتخاب درصد سهم سرمایه ، مدیریت ، تقاضای غرامت ناشی از سلب مالکیت ، درخواست پوشش حمایتی تکمیلی جهت دریافت غرامت ناشی از مداخله دولت، تا طیف گسترده ای از گزینه های نقل و انتقال مشتمل بر دسترسی به سیستم بانکی و همچنین دسترسی به درآمدهای صادراتی و دیگر درآمدهای ارزی و موارد مشابه اشاره نمود .
در انتها (اما نه از آن رو که اهمیت کمتر داشته اند) بایستی به مجموعه ای از تسهیلات درحوزه صدور روادید ورود و خروج ، پروانه اقامت و اشتغال برای سرمایه گذاران ، مدیران و روسا، کارشناسان و بستگان درجه اول آنها قراردارد. این تسهیلات بصورت بلندمدت ارائه داده می شوند و با امکان پذیرفتن ساختن حضور و نظارت مستمر سرمایه گذاران خارجی بر دارائی های خود باعث آرامش و اطمینان خاطر آنان میگردند
4. افق وسیع دید : قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی امکان سرمایه گذاری در کلیه حوزه های فعالیت اقتصـــادی در ایران را فـــراهم می ســـــازد. در حقیقت هیچ عــرصه ای بجز
حوزه های مربوط به تسلیحات، مهمات و امنیت ملی برروی سرمایه گذاری خارجی مسدود نمی باشد . برطبق ماده (3) قانون تشویق وحمایت سرمایه گذاری خارجی ، سرمایه گذاری خارجی به دو طریق زیر قابل انجام هستند:
الف- سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کلیه حوزه های مجاز برای بخش خصوصی ایرانی از طریق مشارکت مستقیم در سرمایه شرکتهای ایرانی چه در طرحهای جدید یا در شرکتهای موجود . همانگونه که پیشتر تشریح گردید درصد سهم سرمایه سرمایه گذاران خارجی در اشخاص حقوقی ایرانی ، بر خلاف آنچه شایع بود که سرمایه گذاران خارجی قادر به حفظ بیش از 49% از سهام در ایران نمی باشند، محدود نشده است. چنین محدودیتی کاملا“ نامربوط و حتی با سیاست عمومی دولت در زمینه پذیرش سرمایه گذاری خارجی و قانون جاری در تضاد می باشد .
ب- سرمایه گذاری “غیرمستقیم“ خارجی به شکل ترتیبات قراردادی که امکان انجام هر نوع سرمایه گذاری تعریف شده درقانون تشویق سرمایه گذاری خارجی، بجز سرمایه گذاری مستقیم را فراهم می سازد. گرچه ترتیباتی که در قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی به رسمیت شناخته شده اند محدود به ترتیبات مشارکت مدنی ، بیع متقابل (Buy Back) و انواع روشهای ساخت ، بهره برداری و واگذاری (BOT) می باشند اما هریک از ترتیبات فوق خود به انواع مختلفی تقسیم بندی می شوند. به عنوان مثال می توان به انواع مختلف روشهای ساخت ، تملیک، بهره برداری و انتقال (BOOT)، ساخت تملیک و بهره برداری،ساخت ،اجاره و انتقال(BLT) ، بازسازی، بهره برداری و انتقال (ROT) و نظایر آنها و همچنین ترتیبات تامین مالی پروژه ای و تقسیم سود اشاره نمود. به بیان دیگر هر نوع سرمایه گذاری که در آن سرمایه گذار خارجی مایل یا واجد شرایط لازم برای داشتن سهمی از سرمایه و مالکیت شرکت مشترک نباشد در این طبقه وسیع که با عنوان سرمایه گذاری “غیر مستقیم“ شناخته می شود جا می گیرد.
صرف نظر از نوع سرمایه گذاری، سرمایه خارجی طبق تعریف قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی ، نه تنها شامل وجوه هزینه شده جهت اخذ بخشی از سهم سرمایه می شود بلکه شامل وجوهی که ممکن است برای یک بنگاه ایرانی درشکل اعتبارات و تسیهلات مالی (وام سهامدار و تامین مالی شخص ثالث) فراهم گردد نیز اطلاق می گردد. بر طبق قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی اصطلاح سرمایه خارجی هر دو مورد فوق را در بر می گیرد. نحوه رفتار با وام در چارچوب قانون به درخواست و موافقت سرمایه گذار خارجی بستگی دارد. دو گزینه در اختیار سرمایه گذاران و تامین کنندگان مالی قرار داده شده است: یک گزینه پذیرش وام به مثــابه بخشی از سرمایه گذاری خارجی در طرح سرمایه گذاری می باشد . در این حالت بازپرداخت وام بسته به عملکرد اقتصادی طرح و بدون وجود هرگونه پوشش حمایتی دیگری از طریق صدور یک ضمانتنامه بازپرداخت از سوی دولت ، سیستم بانکی و یا شرکتهای دولتی می باشد. شق دیگر پرداخت وام به مثابه گزینه ای مستقل جهت تامین مالی و خارج از پوشش قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی می باشد . در این حالت بازپرداخت وام می تواند با یک ضمانتنامه صادره از سوی دولت ، نظام بانکی یا شرکتهای دولتی پشتیبانی گردد. مختصر آنکه پوشش قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی تنها برای وجوهی که به عنوان سرمایه گذاری وارد کشور می شوند فراهم است و نه برای وجوهی که بازپرداخت آنها با ابزارهای بانکی تضمین گردیده است .
| |||||
|
| ||||
|
| ||||
|